امروز یه شاعر اومد کنارم(البته منظورم اینه که همین الان دیدمش، نمیدونم روز حساب میشه یا نه)
پیر بود
اول دربارهی دوربین پرسید.
پرسید که صدا میگیره یا نه؟
گفتم آره.
گفت بیا یه شعر بخونم. اگه دوست داشتی فیلم بگیر.
دوربین رو چرخوندم سمتش،
رکورد که کردیم، بیت اول رو که خواست بخونه،
پژو ای هه صندوق ماشینش رو زد بالا شروع کرد آهنگ گذاشتن
وقتی دوربین کرایه میکنی،
فرصت داری تا ۹ صبح فرداش به رنتالی برگردونی.
دیشب ساعت یک که ضبط مون تموم شد،
با یکی از بچهها گفتیم برای این که تجهیزات حروم نشه، فردا اذان صبح رو که گفتن بزنیم بیرون، بیشتر راش بگیریم.
ولی خب خواب بیشتر چسبید.