بعدا براتون همینجوری بدون عکس مینویسم، خیلیم دلتون بخواد، به منم ربطی نداره قراره حالتون بهم بخوره خیلی وقته ننوشتم، دلم بدجوری تنگ شده برا نوشتن😌😌
من خود را درک کردم، میان نُتهای آهنگها، میان ثانیههای فیلمها و میان کلمات کتابها.
من خود را حس کردم، میان خندهها و گریهها، میان خشمها و عشقها.
من نابود شدم، میان تحقیرها و ساخته شدم میان انگیزهها.
همیشه در میان بودم، میان خوبی و بدی، میان مرگ و زندگی، میان سیاهی و سفیدی، هیچگاه جزئی کامل از چیزی نبودم،
شاید چون من زندگی کردم، میان تولد و مرگ.