https://eitaa.com/Nummer_ett/10513 ازدواج فامیلی همینه دیگه. البته بنده خدا طلسم کنترل ذهن روش گذاشتن که جاسوسیمونو کنن. وگرنه انقدر دختر خوب و ساکتیه. سینگل؛ والا چی بگم داداشم از بچگی تو میدون جنگ بوده؛ وقت این کار رو نداشته. خواهر شوهر بازی چی؟ دلت خوشه ها فرزندخوانده این خانوادم، همین که بیرونم نکنن باید خداروشکر کنم.😂😂 #کرم_کتاب
~~~
https://eitaa.com/Nummer_ett/9576 نامه ها شبیه ماله منه ولی نه من نیستم😂 https://eitaa.com/Nummer_ett/9577 اکلیلیلی شودممم✨🌚#Callous
~~~
ویدار من یه مشکلی دارم😭 یه داستان دارم که شخصیتاش آماده ان ولی نمیدونم چه اتفاقی قراره توش بیفته😭 (یه ایده هایی دارم ولی بلد نیستم بنویسمش... با ژانری که من توش کار میکنم خیلی متفاوته... و بیشتر شبیه کارای توعه...) #little_M
~~
چی جدید بود
خب ایدهت چیه؟ بگو کمکت کنم.
تو چه ژانری مینویسی؟ من چه ژانری مینویسم؟
https://eitaa.com/Nummer_ett/10529 نمیدونم فقط میدونم بلد نیستم بنویسمش (یعنی خیلی سخته) تقریبا سیاسی، سازمانیه داستانم ولی من اصولا یه شخصیت اصلی دارم که همه چی هول محور اون میچرخه. ولی تو داستانای گروهی و چند شخصیتی هم خوب مینویسی... راجب یه گروه نوجوونه که درگیر یه شورش میشن... ولی اصلا نمیتونم درست درش بیارم (تو ذهنم حتی...) #little_M
~~~
عاوو
خببب اکثرا برای اینکه بشه به همه شخصیتها توجه کرد میان هر فصلو از زبون یه نفر مینویسن انگاری تو توی یه فصل اون شخصیت اصلیته. تو که میگی شخصیتها رو داری و ساختیشون به نظرم حالا به این فکر کن که نقششون توی داستان چیه یا توی گروه چه جوریه.
اگه از زبون دانای کل روایت کنی خیلی راحت تره ولی مثلا هر فصلو از زبون دانای کل به به شخصیت اختصاص بده... متوجهی؟
نمیدونم تونستم کمک کنم یا نه_
و اینکه به نظرم فقط شروعش کن بقیهش خودش پیش میره😊
https://eitaa.com/Nummer_ett/10531 میتونی اول چندبار مشکلات قلبیشو نشون بدی. یا مثلا جلسه با خانوادههایی که نپذیرفتنش و البته علاقه و رسیدگیش به بچه های پرورشگاه. یکمم بیشتر به روزمرگی دوستیش با استلا بپردازی قشنگ تره. میدونی بعضی صحنه های شیرین اما کوتاه خیلی تو ذهن خواننده ها میمونن. #کرم_کتاب
~~~
چه پیشنهاد خوبییی
خیلی ممنونممم
تموم که شد حتما باید از اول بخونیدش چون قرار با جزئیات تر و متفاوت تر باشه😭
https://eitaa.com/Nummer_ett/10523 میدونی ویدار، اگه از ژاذاب منظورت ادگار وریته باید بگم متاسفانه این استثنا برای پز دادانش بود وگرنه خودش صاحاب داره، تازه چشماشم بنفشن یادم رفت بنویسم. البته خودش هنوز نمیدونه صاحب داره ولی من که میدونم. فقط اینو جز داداشام حساب نکن فکر بد می کنه.😂😂 (بخدا اول قصدم دوست ساده بودا، ولی خیلی زیادی کراش شد. دیدم کتاب میخونه، چشماش بنفشه، entpئه، کلا فول آپشنه گفتم حیفه بیفته دست دیگران.😂😂 اما بقیه همه داداشیامن. تازه یه افرادیم هستن به چشم خواهری یه دافایین اصلا اوف.) #کرم_کتاب
~~~
🤣🤣 واییی
منظورم که همشونه (که خیلیم زیادن)
میفهمم چی میگی😔😁