eitaa logo
شماره "۱"
210 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
113 ویدیو
8 فایل
برای آنان که روزی میان صفحات کتابی جا ماندند، همان کسانی که این دنیا برایشان کافی نیست. باد حرف‌هات رو به من می‌رسونه🌬: https://daigo.ir/secret/21657559098
مشاهده در ایتا
دانلود
https://eitaa.com/Nummer_ett/10532 با اینش اوکی ام. مشکل خود داستانه... نمیدونم چه اتفاقایی قراره بیفته. خیلی کلی میدونم ولی نمیدونم چجوری قراره اتفاق بیفته... (نمیدونم چرا اینارو میگم چون فقط خودم میتونم بفهممش و گفتنش هیچ کمکی نمیکنه ولی-) ~~~ آممم نظر خاصی ندارم واقعا شاید یه تجربه کمکت کنه؟ مثلا من سر یکی از داستانام یکی دوتا شخصیت داشتم و موضوع اولیه رو می‌دونستم اما هیچ ایده‌ای نداشتم که خب قراره بعدش چی بشه ولی شروعش که کردم و نوشتمش کم کم فکرمم درگیرش شد و ایده‌های جدید اومد و نوشتمش کامل به جز این چیز دیگه ای به ذهنم نمی‌رسه مخصوصا اینکه داستانو نمی‌دونم
فک کنم چون خیلی وقته که ساختمش و تا حالا راجبش حرف نزده بودم دارم میترکم و باید با یکی راجبش حرف بزنم... (امروز برا سیلوانا تعریف کردم ولی نصفه موند... احتمالا بخاطر همینه...) ~~~ ممکنه، می‌خوای برای ما هم تعریف کنی؟ 😁
ممبرا هم میتونن تو تقدیمی شرکت کنن؟ ~~~ آره ولی ظرفیت پره👈👉 
https://eitaa.com/Nummer_ett/10480 این پارتو کلا ویرایش کن به نظرم. این دیالوگ طولانی که هلگا داره بیشتر شبیه توجیهه. خواننده خودش باید بهاین نتایج برسه. یا اینا باید از زبون یه شخصیت دیگه بیان بشه. ~~~ آه نه😩 خب دقیقا چجوری باید یه کاری کنم خواننده بفهمه؟ هلگا قرار نبود انقدر سخت باشییی
هدایت شده از شماره "۱"
به قول نِد توی کتاب ماه بر فراز مانیفست، زنده باد شب...)
وییییی دایگو درست شدددد
از این به بعد اونجا پیام بدیددد
برام عکس بفرستیددد
نمی‌دونم شما از این مسخره بازیا تو مدرسه دارید یا نه ولی دختره با صدای کلفت کرده اومده پیش من میگه دختر خانوم به این پسر جذاب شماره نمی‌دین؟😂 بعد من می‌خندم و اینا، برگشته میگه من ادی‌اما🤣🤣 (این می‌دونست من از ادی خوشم میاد (همین که عکسش پروفایله))
آره خلاصه خیلی باحال بود