اینکه هیچوقت نمیفهمم.
این رشته سرنوشته و تغییر هم نمیکنه. فقط باید پیش برم و هیچوقت نمیفهمم.
میدونم که دلم برای این روزا و امسال تنگ میشه ولی با این وجود دلم میخواد زودتر بگذره.
من کتاب خوندن و نوشتن رو با فانتزی شروع کردم و ایدههای فانتزی تو سرم به مراتب بیشتر از ایدههای واقعگرایانه منن و جالب اینجاست که واقعگرایانه نویس خیلی بهتریم😂😁
ولی من عاشق فیلمای ابرقهرمانیم.
نمیدونم چرا ولی خیلی خفنن، اونا چیزی دارن که باهاش بجنگن و کلی قدرت خفن و منو تو خودشون گم میکنن
به نظرم جنگیدن با مثلا تانوس خیلی سادهتر از جنگیدن با زندگیه.
زندگی هدف نداره، جذبه نداره و ناشناختهس
یه چیز جالبی که هست اینه که همه میگن سخته. ولی همه نمیدونن ما اونقدر سختی کشیدیم که این چیزا برامون هیچه😎 این یکم دردناکه ولی خفن هم هست