حالا یه سوالی پیش میاد برام.
به عنوان کسی که هلگا رو خیلی وقتها مقصر دونستید، به عنوان کسی استلا رو بیشتر دوست داشتید و رابطه استلا و آرمان به نظرتون از رابطه جک و هلگا بهتر بود،
حالا چی؟
الان خودتونو داخل داستان تصور کنید و با تمام قضاوتهایی که کردید بگید راضی هستید؟ ازتون میخوام خودتونو جای من بذارید و بگید
آیا من باید به اونا یه فرصت دوباره بدم یا نه؟ باید بذارم تو پشیمونیشون غوطهور بشن یا بهشون یه معجزه بدم تا از این به بعد رو درست کنن؟
هرگاه بتوانی بدون آنکه اشک در چشمانت جمع شود و قلبت از غم فشرده شود، از چیزایی که از دست دادهای سخن بگویی، تو بی احساس نیستی.
تنها قوی شدهای.
رشد کردهای، به همان جایگاهی رسیدهای که درد قرار بود تو را برساند.
📪 پیام جدید
https://eitaa.com/Nummer_ett/10879
باید به معشوق آینده ام بگم اگه میخوای اینجوری نیای، اصلا نیا.
عرررررمثمیونبنبنب
#دایگو
~~~
حقققق+++
📪 پیام جدید
دلم برای مکس تیکه تیکه شد. ولی به عنوان یه برادر بزرگتر فوقالعادهست😭✨
صحنهی استلا و باباش و اون توصیفاتی که کردی، چشمامو پر اشک کرد. خیلی خوب بلدی که با احساسات مردم بازی کنی.😭❤️🔥
و در آخر، اگه بلایی سر هلگا بیاد، خودتو نابود شده بدون. ترجیح میدم پارت بعد رو یه جوری بنویسی که با گریه بخونمش ولی بلایی سر هلگا نیااااااد.😭💔
#هستی
#دایگو
~~~
😭😭💖💖
خب پارت بعد اومد نظرت چیه؟😶
📪 پیام جدید
ویدار اول از همه مکس. مکس چقدر بچه خوبیه. چقدر دلم برای خواهرش و خودش سوخت. مخصوصا خودش که جلوی چشمش خواهرشو از دست داد. و این رابطه خواهر برادری مکس با هلگا و استلا رو خیلی دوست داشتم. مخصوصا اون قسمت همراه با آرمان. کلا این رابطه های خواهر برادری خیلی قشنگن.
و بابای استلا چقدر فهمیده رفتار کرد.
و هلگا، دلم براش خیلی میسوزه.خیلی گناه داره. موفق شدی بیچارگی هلگا هم نشون بدی.
وای ویداررررر اون تیکه رقصشون خیلیییی قشنگ بود.
اصلا همه جای داستانو خیلی قشنگ توصیف کرده بودی.🛐🛐
وایبش خیلی خاص بود. در عین حال از این پارتا وایب یه شب بارونی و یه گروه ارکستر روگرفتم. نوشته هات خیلی خاصن شاید این خاص بودن به خاطر اینه که از ته دلت مینویسی
#کرم_کتاب