eitaa logo
شماره "۱"
217 دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
122 ویدیو
8 فایل
برای آنان که روزی میان صفحات کتابی جا ماندند، همان کسانی که این دنیا برایشان کافی نیست. باد حرف‌هات رو به من می‌رسونه🌬: https://daigo.ir/secret/21657559098 اگر باد نبود، بسوزونید🔥: https://abzarek.ir/service-p/msg/2452108
مشاهده در ایتا
دانلود
https://eitaa.com/Nummer_ett/11268 سکوت! سکوت کنننن تنها امید من تو هفته توییییی هرچند که گاهی پیام نمیدم اما همیشه میبینم و کلی تو ذهنم به پیامات جواب میدم ~~~ تو کییی؟😭😭🫂🫂❤️✨ ممنونمم
ویدار یادته یه تقدیمی داده بودی؟ که داستان عاشقانه براشون نوشته بودی؟ که چجور عاشق میشن و اینا? به منم بدههه ~~~ سلاممم فعلا سرم خیلی شلوغه خالی که شد چشممم به عنوان کادوی تولدت می‌دم، چطوره؟_
https://eitaa.com/Nummer_ett/11277 ببین نمیخوام بهت حس بدی بدم یا همچین چیزی ولی تو جواب ناشناس ها رو نمیدی و خیلی دیر جوابشون رو میدی و گفتی که فعلا اونایی که مهمن رو جواب دادی( یا یه همچین چیزی دقیق یادم نیست چی گفتی) این حرف باعث میشه حتی اگه تو منظورت چیز بدی نبوده باشه که به نظرم کلا منظوری نداشتی، بقیه حس کنن حرفاشون برات مهم نیست و حتی ممکنه به صورت ناخودآگاهانه همچین برداشتی کنن شاید دلیل نبود پیام این باشه... یا شایدم فقط الان بقیه درگیر کارای دیگه باشن ولی خب به نظرم ممکن بود یک سری همچین برداشتی کنن اینا رو هم نگفتم که یه وقت حس بدی داشته باشی فقط نظرمو گفتم وگرنه من کلا از رفتار ها و نوشته هات خوشم میاد و این داستانی هم که شروع کردی تا اینجا واقعا عالی بوده (و اینکه مجبور نیستی جواب این پیام رو بدی و تو کانالت بزاریش شایدم از نظر بقیه حرفام فقط انتقاد افراطی بوده) ~~~ اوه نه نه اصلا حس بدی بهت دست نده من واقعا به این قضیه فکر نکرده بودم پس... اگر فگر می‌کنید یا همچین برداشتی کردید باید بگم من سرم برای جواب دادن به ناشناسا گاهی خیلی شلوغ میشه و هم اینکه می‌ذارم زیاد بشن تا بفرستم ولی می‌خونمشون و کلی انرژی و انگیزه می‌گیرم و منظور از مهم هم این بود که اونایی که فکر می‌کنم ممکنه الان به جوابش نیاز داشته باشن وگرته تمام پیامای شما نقطه به نقطه‌ش برام خیلی خیلی با ارزشن. و ممنونم از تو هم که این پیامو دادی چون بهش فکر نکرده بودم خودم
و نظر برای داستانکم می‌خوام چون برای ادامه دادن نیاز دارم، چون می‌خوام مطمئن شم دارم خوب پیش میرم یا خسته کننده نیست و ...
عاشق شخصیت داستانم شدم عاشق داستانم شد که از وقتی دارم می‌نویسم به اطلاعاتم خیلی اضافه کرده طبیعه این نوع عاشق شدن؟ ~~~~ پسکینزود بهت تبریک میگممم معلومه که طبیعیهههه تو داری روزها و شب‌ها با یه داستان زندگی می‌کنی، اصلا نویسنده‌ها با شخصیتاشون حرف می‌زدنن چارلز دیکنز بود فکر کنم اونا رو مثل دوست خیالیش داشت و باهاشون حرف میزددد تو باید عاشق داستانت بشی باید براش اطلاعات جمع کنی باید باهاش گریه کنی باید سعی کنی مثل شخصیتاش بشی باید با اونا حرف بزنی باید براش خیالپردازی کنی کاغذ سیاه کنی ایده‌های جدید به سرت بزنه درمونده بشی ازش متنفر بشی و اون موقع‌ست که تو نویسنده‌ای و من واقعا بهت تبریک میگم
و البته یادت نره که اگر خواستی به اشتراک بذاریش ما یا حداقل من اینجا با ذوق منتظرش می‌مونمم
📪 پیام جدید سعی کن به نوشتهات عمق بدی تا سطحشون بالا تر بره ~~ قبلا هم یکی اینو بهم گفته بود ولی من واقعا متوجه نمیشم منور از عمق دادن چیه و باید چیکارشون کنم
نمی‌دونم منظورت داستانکه یا همه‌ی نوشته‌هام ولی خودم می‌خواستم درباره داستانک بدونم که آیا لحنش یه طوری نیست؟ حس می‌کنم مثل اولای قلبی برای بازماندگان داره میشه... اگه درست حس می‌کنم بگید اگرم دارم توهم می‌زنم بازم بگید🙏
ولی من عاشق خورشید کشیدنم، خورشید‌های کوچیک و بزرگ، با خودکار یا مداد، روی دست روی کاغذ، روی میز. با پنجه‌های آفتاب مثلثی، خطی، لرزون. با وسط گرد، تو پُر، پی‌پیچی هر نوع و هر اندازه دلم می‌خواد هنه‌جا پر از خورشید بشه. دوست دارم به همه جا نور بتابه و همه بدونن که من دختر آپولو‌ام. دلم می‌خواد خورشید همه جا نماینده داشته باشه.
اینم دوتا فن‌آرت تقدیم به اون آدمای بامرامی که به خاطر من رفتن شهر خرس رو خوندن✨ و الانم می‌خوان دو جلد بعدی رو بخونن، مگه نه؟🎀🔪
و من رفتم، از آنجا نیز رفتم. نمی‌دانم آیا درآخر جایی باقی خواهد ماند تا آن را از آن خود بدانم و درش حس خود بودن کنم؟