ویکتوریا پارکرز
ویکتوریا دختر ۱۵ سالی بود که از ۳ سالگی میدونست چه آیندهای داره
مادرش خیلی مهربون بود
و با گذشته دردناک
پدرش... اون اصلا آدم خوبی نبود و اونارو ترک کرده بود
مادرش تما تلاشش رو کرد ام نتونست کاری کنه تا دخترش رو نگه داره
ویکتوریا تا سال پیش پیش مادرش زندگی میکرد و برای صحبت نامه مینوشت
اما شش ماه پیش که ۱۴ ساله بود مادرش از سرطان مرد و اونم هرروز تو منهتن پرسه میزدند تا ریون رو دید و اون موقع بود که تصمیم گرفتن یه خانواده تشکیل بدن
کسایی که مثل خودشون بودن رو جمع کنن
دور دنیا بگردن و رفیق پیدا کنن
هنری جونز
اون با بقیه فرق داشت
از ۶ سالگی تا ۱۹ سالگی که اکنون بود، پر از حسرت بود
پدر و مادرش وقتی اونو به دنیا آوردن از هم متنفر بودن ام بعد عاشق هم شدن، وقتی خواهر عزیز دردونهاش به دنیا اومد
اون سزاوار تنهایی و غم و بود و خواهرش؟
آه، اون شاد بود
خانواده داشت
چیزی که هنری از اون محروم بود
وقتی هنری ناپدید شد همه فکر کردن خانواده رو ترک کرده و فرار کرده
همه فراموشش کردن
اونم فراموششون کرد و رفت به دنبال سرنوشت و سرنوشت در تورنتو اونو به ویکتوریا و ریون رسوند
جیمز موریسون/ جنیفر موریسون
جیمز ۲۰ ساله با ناپدید شدنش مشکلی نداشت
آخه خانوادهای نداشت
پدر و مادرش تو تصادف مردن و اون با خواهرش دوقلوش تو خونهشون زندگی میکنه
عو، اره خواهرش هم مثل خودشه
پدر و مادرشون از افسانه خبر نداشتن و قبل از نامرئی شدن بچههاشون مرده بودن
اونا زندگی خوبی داشتن تا اینکه سه نفر تو تورنتو برای دزدی وارد خونه شدن و خیلی راحت داشتن دزدی میکردن و وقتی هردو رو فهمیدن اونیکی رو میبینن متعجب شدن
اره، مثل هم بودن
و اینطوری باهم همراه شدن و گروه پنج نفره شد.
نیکولاس رامبل
پدر و مادرش هم رو دوست نداشتن ولی هرگز نمیذاشتن نیکولاس بفهمه
نیکولاس میدونست اما سعی میکرد ندونه
نشد
نیکولاس تو ۶ سالگی نامرئی شد و الان ۸ سال میگذره
نیکولاس دوست داشت جهان گرد شه و تو همه دنیا با دوریبن هدیه پدرش عکس داشته باشه
نمیشود عکس بگیره از خودش اما میتونست سفر کنه و در موسکو وقتی یه گروه پنج نفره دید که اونو میدیدن فهمید دست تقدیر نمیزاره تنها باشه پس باهم راهی سفر شدن
راهی سفر دور دنیا
گشتن دنبال افردای مثل خودشان
و رنگی کردن صفحات زندگی...
حقیقتا خیلییییی ضعیف نوشتم چون نشد خیلی وقت بزارم و اگر میخواستم خیلی خوب بنویسم یکم طولانی میشد❤️
اینم سه تا عکس از شخصیتها
(قشنگ معلومه داغونن و هوش مصنوعی یاری نکرده😂😂😂)
وقتی حوصله نداری به هوش مصنوعی بفهمونی دقیقا چی میخوای این میشه ها😄
📪 پیام جدید
https://eitaa.com/Nummer_ett/1161
شخصیت های واقعا باحالین عجب داستانی
واقعا از موقرمز ها خوشم میاد
ایده ی مسخره ایه و نمیدونم چطور بیانش کنم
راجب جادوی چشم ها بنویس، عمقشون، اینکه همه حقیقت وجودی انسان رو فاش میکنن
#هیچکس
#دایگو