eitaa logo
شماره "۱"
353 دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
177 ویدیو
16 فایل
برای آنان که روزی میان صفحات کتابی جا ماندند، همان کسانی که این دنیا برایشان کافی نیست. باد حرف‌هات رو به من می‌رسونه🌬: https://daigo.ir/secret/21657559098 اگر باد نبود، بسوزونید🔥: https://daregooshy.ir/secret/9412477
مشاهده در ایتا
دانلود
عاقا برای کلمه ها که گفته بودن، خیلی خوب نوشته بودیییی😭✨ منم میخام بگمم ژانر طنز، توی باغی که یدونه درخت آلبالو داره، ۳ شب، با حضور جمله ی دستمال من زیر درخت آلبالو گم شده حالا هروقت حوصله شد بنویسی، ننوشتیم فدا سرت ~~~ فعلا که سرم گرم داستانکه ولی وقت کردم چشم حتماا چند تا کلمه‌ی دیگه هم مونده که بنویسم
اعداد هم... ولی خیلی عجیب بود که پرسیدی، خودم گاهی به بعضی چیزا فکر میکنم و فکرشو نمیکنم که کسی غیر از من بهش توجه کنه. و خوب این بحث عدد مورد علاقه یکی از چیزایی بود که فکر نمیکردم کسی بهش فکر کنه و جالب بود. عدد ۵۱ یه جور نموده برام با دوتا از دوستام. ولی خودم واقعا ۱۸ رو دوست دارم، یا داشتم، نمیدونم... همیشه منتظر بودم ۱۸ سالم بشه ولی ۱۸ سالگیم کلا خیلی مزخرف بود... و همکنون در آستانه ی بیست سالگی به سن ۲۳ و ۲۷ سالگی فکر میکنم و واقعا خوشم میاد ازشون، بدون هیچ دلیل منطقی. آها ۲۱ و ۲۷ (با یه دلیل دیگه، تولد و من و دوستم) هم برام خیلی قابل توجهن و ۲۴ که میشه وسط ۲۱ و ۲۷😂😭 ~~~ این قضیه عدد مورد علاه بر اساس سن مثل اینکه همیشه ضدحاله😂 چه باحاللل
دیگه اینکه، یه بخشی از پیاما بودن که احساسات خالصانه ی یک شخص ناراحت رو میشد توشون حس کرد، و گفته بودی نپرسیم... فقط خواستم بگم هروقت همچین چیزی پیش اومد یادت باشه اینجا ۲۰۰ نفر هستن که ازینا حد اقل ۱۰۰ نفر کانال میخونن و ازونا حد اقل ۵۰ نفر به خاطر خودت، کانال دنبال میکنن و ازونا حد اقل ۲۰ نفر واقعا دوستت دارن. و خوب البته که با جون و دل می‌شنویم. بزار یدونم جمله شاعرانه بگم (توی پروفایل یه بنده خدایی خوندم🗿 خودم ازین چیزا سرم نمیشه...) از اینکه تکه های شکسته ی وجودت را نمایان کنی نترس، افرادی هستند که شکسته ترین بخش هایت را هم دوست دارند. هااا یکی دیگم بلدم (تصور کنید یه بچه کوچولو داره میگه بلدم آتل متل توتوله بخونم👍🏻) حتی اگر تاریکی هایت را آشکار کنی، هنوز آنگونه به تو می‌نگرم که به خورشید نگاه میکنم. و درک میکنم، آدم گاهی نیاز داره فقط شنیده بشه مگه نه؟ ~~~ پینیموزمزوزمزو خیلی پیام خوب و دلگرم کننده‌یا بود واقعااا جمله‌هاش حرفای خودت فقط می‌تونم بگم ممنونم ممنونمم😭😭💖💖
https://eitaa.com/Nummer_ett/11484 خدا شادت کنه یه عالمه خندیدم😂😭 ولی صبر کن، مگه با تمام داستان‌هایی که میخونید همین کارو نمی‌کنید؟ منظورتون چیههه؟ هر داستانی که میخونم عملا یه بار تو ذهنم بازسازی میکنم با حضور خودم😂😭 ~~~ معلومه که گاهی آره ولی دوز کرم کتاب خیلی بالاعه😂
https://eitaa.com/Nummer_ett/11601 وای منم همینطور ویدار، منم همینطورررر اصلا نمیتونم شخصیت هامو ایرانی بسازم، با اینکه رمان ایرانی هم خوندم... ولی نمیشه ~~~ خیلی کار سختیههه
https://eitaa.com/Nummer_ett/11608 توی انیمه ی بانی گرل سنپای هم ازش استفاده شده، همچنین اگر خواستی دث نوت یا همون دفترچه ی مرگ رو ببین، واقعا خیلی خفن بود... https://eitaa.com/Nummer_ett/11625 من یاد اون موقع افتادم که قرار بود بازی کنیم، نمیدونم بودی یا نه ولی حدودا ۱۰ نفر شدیم عکسی که دالدارک فرستاد از اسماشون رو ذخیره کردم باهاش تجدید خاطرات میکنم (نگاه میکنم حسرت میخورم و لعنت میفرستم به مدرسه که نذاشت بمونم تو بازی...) ~~~ چه خفننن انیمه نمی‌بینم ولی مرسیی چرا بادم نمیاد کی رو میگی_ من بودم؟_
https://eitaa.com/Nummer_ett/11763 عاقا خیلی زیبا بود این من گریَم گرفت اصن😭 و همچنان دارم سعی میکنم دونه دونه جواب ندم پیامارو☺🗿 ~~~ جدا؟😭😭 جواب بده گفتم‌ کههه
https://eitaa.com/Nummer_ett/11803 اینم خیلی زیبا بود، نویسنده ی این متن صادقانه چشم در اشک هایم حلقه زد (یه گیف دارم میگه چشم در اشک هایم حلقه زد، فرض کنید اونو فرستادم) ~~~~
داستانت خیلی خوبهه خیی قشنگه از همه ی شخصیتهایی که خلق کردی خوشم میاد(به چشم برادری ، ولی اسپایک کراشمه بهش دست نزنید) حقیقتا از داستان قبلیه بیشتر دوسش دارم ، کلا از داستانهایی با اینجور موضوعا خوشم میاد ~~~~ مامدگدندنا وای وای مرسییی خوشحالم‌دوست داشتییی منم خوشم میادد
بچه ها حواستون هست اسپایک فعلا ۱۳ سالشه دیگه_؟😄
https://eitaa.com/Nummer_ett/11987 قضیه چیهه؟ (فوضول هم خودتونید) ~~~ مطمئنی لینکت درسته_؟ ناشناسا رو که مربوط به فویوعه بخون متوجه میشیی
ویدار خیلی نامردی خیلی نامردی میدونم نویسنده ای و کارت همینه ولی نباید این کارو با کوین میکردیییی بچم کوین گناه داشت اصلا انتظار نداشتم همچین گذشته ای داشته باشهه ~~~~ شتید باورت نشه ولی خودمم انتظار نداشتم کوین همجین گذشته ای داشته باشه یعنی کار به جایی رسیده که منم با شما غافلگیر میشم چون ابن داستان خیلی چیزاش ناگهانی به ذهنم می‌رسن و اضافه میشن