eitaa logo
شماره "۱"
352 دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
176 ویدیو
16 فایل
برای آنان که روزی میان صفحات کتابی جا ماندند، همان کسانی که این دنیا برایشان کافی نیست. باد حرف‌هات رو به من می‌رسونه🌬: https://daigo.ir/secret/21657559098 اگر باد نبود، بسوزونید🔥: https://daregooshy.ir/secret/9412477
مشاهده در ایتا
دانلود
دورگه هیپنوس، خدای خواب در اساطیر یونان. از میان جیغ‌های دورگه‌ی زیر دستت، کف دستت رو روی پیشونیش‌ می‌ذاری و سعی می‌کنی آرومش کنی. وقتی دورگه‌ای که کابوس می‌بینه یا نمی‌تونه بخوابه ارشد کابین هیپنوس، یعنی تو رو خبر می‌کنن. ولی اونا نمی‌دونن که خودت هم خیلی وقتا حتی به عنوان دورگه هیپنوس شبا نمی‌تونی بخوابی... از طرف دختر آپولو
دورگه هبه، الهه شادی در اساطیر یونان. بادکنک‌ صورتی رو کنار بادکنک زرد می‌ذاری و سرت رو به نشونه رضایت تکون میدی. بچه‌های کمپ تصمیم گرفتن برای کایرون تولد بگیرن و تو مسئول جشن شدی. از اینکه انتخاب شدی احساس خوبی داری و سعی داری رضایت هبه رو جلب کنی. از طرف دختر آپولو
جادوگر مصری در خانه بروکلین، موردحمایت سوبک، خدای تمساح و آب‌های شور. تیکه مرغی برای فیلیپ ماسادونیا می‌ندازی، همون تمساح زال تو استخر خانه بروکلین. تمساح برات چرخ می‌زنه و ابراز رضایت می‌کنه. تو ذهنتت صدایی میگه:《اون از تو خوشش اومده.》 سوبکه، خدای پشتیبانت. یه تیکه مرغ دیگه می‌ندازی و میگی:《از من یا تو؟》 سوبک به خاطر همین بی‌پرواییت انتخابت کرده، جنگ‌جویی فوق‌العاده با سرکشی درست مثل خود سوبک. از طرف دختر آپولو
دورگه دیونیسوس، خدای مهمانی، انگور و شراب در یونان. یکی از خواب بیدارت می‌کنه:《هی کامیشا بلند شو با تو کار دارن.》 با بدخلقی چشماتو می‌مالی و به سختی بازشون می‌کنی، وقتی به جایی که اون اشاره می‌کنه نگاه می‌کنی، یکی از مشتری‌هات رو می‌بینی. آروم از سر جات بلند میشی و از زیر تختت یکی از گنجینه‌هاتو بر می‌داری، یه شراب ناب. به عنوان دورگه دیونیسوس شراب معمونی‌ها رو از تو می‌خرن، غیرقانونیه ولی تو با بی‌پروایی عاشق شکستن قوانین هستی. از طرف دختر آپولو
دورگه هرمس، خدای راه‌ها و پیغام‌رسان در اساطیر یونان. بلند میگی:《مایا.》 و به کفش‌های بالدار بابات نگاه می‌کنی که خودت ازش دزدیدیشون. بال‌های کفش بیرون میاد و تو از زمین فاصله می‌گیری. اولش اصلا تعادل نداری ولی یکم که می‌گذره دستت میاد چجوری فرار کنی. نبشخند شیطانی صورتت رو فرا می‌‌گیره و آماده میشی تا باهاشون تبدیل به کابوس بچه‌های کمپ بشی. از طرف دختر آپولو
دورگه ثور، خدای آذرخش در اساطیر نورس. تلوزیون رو خاموش می‌کنی و آهی می‌کشی، ثور داخل فیلمای مارول خیلی متفاوت‌تره از اون چیزی که واقعا هست. آرزو می‌کنی کاش واقعا اون قهرمان خوشتیپ تو مارول باشه نه یه خدای تنبل که هرروز بز می‌کشه و می‌خوره و با میولینر آنتن تلوزیونشو پیدا می‌کنه. از طرف دختر آپولو
دورگه هرمس، خدای راه‌ها و پیاغام‌رسان در اساطیر یونان. خواهر ناتنیت میگه:《نیکو روشنش کن.》 تو لبخند شیطانی می‌زنی و ترقه رو روشن می‌کنی. می‌ندازی به سمت ساتیر بخت‌برگشته و پشت بوته‌ها کنار خواهر ناتنی‌ت قایم میشی. یکم بعد ترقه می‌ترکه و صدای بع‌بع نگران و وحشت‌زده ساتیر باعث میشه هر جفتتون قهقهه بزنید. یه ترقه دیگه روشن می‌کنی، خواهر ناتنیت با تعجب می‌پرسه:《اونو از کجا آوردی؟》 یه نگاه بهش می‌ندازی و میگی:《حواست باید به جیبات باشه.》 دورگه هرمسی دیگه نمیشه ازت انتظار دیگه‌ای داشت. از طرف دختر آپولو
دورگه آرتمیس، الهه شکار و ماه در اساطیر یونان. تو تنها دورگه آرتمیس هستی، با اینکه مادرت قسم خورده بود هیچوقت بچه‌دار نشه اما گاهی اوقات قسم‌ها شکسته میشن، و تو هم حاصل همون شکست بودی. همیشه همراه مادرت و شکارچی‌هاشی، جوری جنگل رو می‌شناسی انگار جزوشی، انگار جنگل درون تو تناسخ کرده. می‌تونی چشماتو ببنید و گوش کنی جنگل نفس می‌کشه، می‌تونی حس کنی چه حیوونی و چه آدمی تو کجا داره تکون می‌خوره. از طرف دختر آپولو
مرسی که شرکت کردید، تقدیمی پر برکتی بود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
https://eitaa.com/A_half_bloods_note/195 وای نمیشه بفرستی تو کانالتت؟ یا اگه نمی‌خوای کانالت شلوغ بشه آیدی بده بیام_ می‌خوامشوننن
لعنت به تو ای اشک، نیا!