و وای الان باید به جای اینکه واسه لفت دادن عضوا حرص بخورم واسه پایین بودن ویو هم حرص بخورم. خاک بر سرت ویدار یه کانال درست حسابی هم نداری
هعی
دلم میخواد حرف بزنم ولی حرف ندارم.
عالیه
نوشتنم نمیاد، کتاب خوندنم نمیاد ناشناس جواب دادنم هم نمیاد. تقدیمیهام موندن.
بنظرم برم بمیرم به صرفه تره
وای
برم سرمو با یه چی گرم کنم
ایشالا فردا هم پارت میدم هم ناشناسا رو جواب میدم(اگه فردایی باشه.)
پس خواباتکن به حال خوب کنی عکسای دیلن(همینجوری چون عکسش رو پروف کاناله)
https://eitaa.com/A_half_bloods_note/1388
https://eitaa.com/A_half_bloods_note/1389
https://eitaa.com/A_half_bloods_note/1390
فعلا بذار قربونت برم تا بعد🫂❤️🔥✨
شماره "۱"
https://eitaa.com/A_half_bloods_note/1388 https://eitaa.com/A_half_bloods_note/1389 https://eitaa.co
چیزه داستانتم میخونم و به طرز زیادی تو خودم واکنش نشون میدم_
بعدا میام نظر میدم تو کانالتتت
بوس
نامه بین صفحات ۸۱ و ۸۲ کتاب ما در برابر شما گذاشته شد.
این یه جور خاطرهست، خطاب به کسی نیست فقط میخوام یادم نره.
الان که دارم به این کبودی بنفش نگاه میکنم باید بگم عاشقشم، عاشق اون یه ساعت و نیم صبح بودم که روزمو ساخت. عاشق آدمای امروز و اتفاقاتش بودم.
پس امروز رو فدای شماره ۲۶ میکنم.
فدای بازیکن حرفهای پارابسکتبال،
استفن کری مناطق محروم،
عشقم که با هم نرفتیم محضر،
بنی اوویچ بسکتبال،
و جیمی.
فدای اون دلقکا که پیششون مثل اسپایک واسه لوگان و فردی و الایجام، که باید با سرزنش نگاشون کنم تا از زیر کار در نرن.
و به قول استفن کری مناطق محروممون یکم پایه باشم خیلی بهتره!
به هرحال توپهامونو به افتخار سه امتیازی اِیر بال شده، گلهای داخل حلقه نرفته و پیشرفتها و کبودیها به هم میزنیم و امیدوار میشیم که امروز تکرار بشه.
چون من بدجوری دلم برای اون احمقا(اون احمق) تنگ میشه!
از طرف ویدار، بماند به یادگار، ۳۱ اردیبهشت سال ۱۴۰۵
#Letter_library
شماره "۱"
نامه بین صفحات ۸۱ و ۸۲ کتاب ما در برابر شما گذاشته شد. این یه جور خاطرهست، خطاب به کسی نیست فقط می
باورش سخته ولی نوشتن همین یه خاطره حالمو خوب کرد_