eitaa logo
شماره "۱"
369 دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
182 ویدیو
16 فایل
برای آنان که روزی میان صفحات کتابی جا ماندند، همان کسانی که این دنیا برایشان کافی نیست. باد حرف‌هات رو به من می‌رسونه🌬: https://daigo.ir/secret/21657559098 اگه باد نبود بسوزونید🔥: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_oxe4875&btn=Vidar
مشاهده در ایتا
دانلود
https://eitaa.com/Nummer_ett/16637 وقتی خوندمش همینجوری فقط می‌خندیدم( خنده‌ی عصبی). جدی؟ نکنه سارا مامان اسپایکه؟ هی به خودم میگفتم چرا انقدر تاریخاش قدیمیه. ینیادیدیذینی. النا بیشتر حدس بزننننن. ~~~ درست حدس زد واقعا اصلا انتظار نداشتم😭😂
https://eitaa.com/Nummer_ett/16654 آره آره آره آره آرهههههه. اسپایک بچه سارا و استیوهههههه. وایستا ببینم. به خاطر همینه که داگلاس به اسپایک اهمیت می‌داد؟ عوضی. نه به باباش رحم کردی نه به خودش. ولی اسپایک قراره کار باباشو تموم کنه. امیدوارم اسپایک به صورت داگلاس نگاه کنه و تو قلبش چاقو بزنه و داگلاس استیو رو به خاطر بیاره. حالا بگو ببینم، از نظر ظاهری، اسپایک شبیه کدومشونه؟ امیدوارم اسپایک بفهمه که داگلاس خانواده‌ش رو نابود کرد و با قدرت بیشتری به قلبش چاقو بزنه. ~~~ 😭😭😭 امیدوارم🙏
https://eitaa.com/Nummer_ett/16655 اینجا رو خیلی قشنگ نوشتی. میتونم بارها و بارها بخونمش و با تمام وجودم و شناختی که از تک تک شخصیت‌ها دارم احساسش کنم. خیلی قشنگ بود. کرمی مثل طناب دار سارا😭💔. ولی یه چیزی. سفید و سیاه و سبز، معنی سبز رو نفهمیدم. یه بار دیگه رفتم نامه مامان اسپایکو خوندم. حالا می‌فهمم. بی گناهی، دار، زندگی بد، به دنیا اومدن تو زندان. قلبم برای سارا کباب شد، و برای استیو که حتی نتونست بچه‌شو ببینه. و برای اسپایک، که وقتی بفهمه از هم می‌پاشه. ~~~ پنسپسم ممنونممم سبز رنگ اسکناسه:) 😭😭😭
حالم بده حالم بده سنگینه زیاده نه نه نه
درد داره درد داره
دارن می‌بینمشون می‌خوان تسخیرم کنن می‌خوان به زانو درم بیارن هرچقدر هم که بجنگم... اونا خیلی زیادن
از خداحافظی کردن متنفرم از محدود بودن متنفرم از متفاوت بودن متنفرم از خودم متنفرم از بقیه متنفرم
از گند زدن خسته شدم از اینکه یه روز حالم خوبه ده روز بد خسته شدم از منتظر بودن از حرفایی که نمی‌تونم بزنم خسته شدم
لعنتی همینجوری شروع می‌کنی به اومدن و بعد همینجوری هم میری؟ نمی‌دونی چقدر سخته؟ مگه تو هم جزوی از من نیستی؟ لعنت بهت اشک مزخرف
https://eitaa.com/Nummer_ett/16660 خب تو را که دیدم از راغب گوش بده ~~~ میرم سراغش مرسی
سوال پیش اومد برام. اینا که الان هیجده سالشونه دارن با ماشین میرن و از همه هم خداحافظی کردن. چهار پنج سال پیش چجوری چهار تا پسر دوازده ساله تنهایی پاشدن رفتن لندن؟ چجوری کسی نفهمید؟ اصلا چجوری رسیدن اونجا؟ میدونم یه سری جزئیات مهم نیست تو داستان ولی الان که اینا دارن با ماشین میرن، این سوال پیش اومد برام که چجوری اون موقع رفتن. ~~~ عاااا تو ذهن من شبونه فرار کردن_ با قطار_ و بله نگرانشون شدن_