هدایت شده از اردوگاه دورگه ها شعبه سوگورو؛
و آنها ساختند ، یادبود دستان رو به آسمان را.
دستانی که در زنجیر بودند اما ساعت ها برای نجات دهکده به دعا ایستادند؛ آنقدر طولانی که زیر بار بوران دفن شدند و جانشان از تنشان ستانده شد.
شماره "۱"
و آنها ساختند ، یادبود دستان رو به آسمان را. دستانی که در زنجیر بودند اما ساعت ها برای نجات دهکده ب
چه دارک بود🥺
ولی قشنگ بوددد
📪 پیام جدید
https://eitaa.com/Nummer_ett/2436
چشم .
حس میکنم رمانم خیلی سطح پایین عه یا چجوری بگم کلیشه آیه احساسم اینه ، یکی کمکم کنهههه . میخوام کلا نابودش کنم ، نمیدونم چه غلطی کنم خدااااااا.
#سمک
#دایگو
~~~
آفرین.
منظورت کدومه همونی که تو کانال مینوشتی؟
درک میکنم چه حسیه منم این حس رو پیدا میکنم ولی با قلمی که ازت دیدم و ایدههایی که به اشتراک گذاشتی به نظرم اصلا اینجوری نبود. از بین نبرش فقط اگه حس میکنی جالب نیست بهترش کن، منم الان یه داستان دارم که خیلی دوسش دارم اما حس میکنم خوب نیست فعلا کنار گذاشتمش یکم تا بعدا برم و درستش کنم، بهترش کنم.
📪 پیام جدید
https://eitaa.com/Nummer_ett/2435
ببینین راجع به خود حوزه اسکاندیناوی و داستانی معروف نیست فقط اشاره شده.
مثلا توی یه داستان گابلین هست یا مثلا از عقایدشون نام برده.
#کرم_کتاب
~~~~
اونم کافیه، من گابلین ها رو نمیشناسم😁
📪 پیام جدید
https://eitaa.com/Nummer_ett/2423
اوایل سال اینا کاملا طبیعیه خودتون رو اذیت نکنین. بعدا اوضاع یه جوری عوض میشه که اصلا فکرشم نمیکنی. شاید با کسی دوست بشی که الان ازش خوشت نمیاد. هیچی معلوم نیست نگران نباش همه چیزو بده به دست زمان. هنوز هیچ کدوم همدیگه رو نمیشناسین و اکثرا شخصیت واقعیشون رو نشون نمیدن ولی کم کم درست میشه. یکم تحمل کن دوستای خوبی پیدا خواهی کرد. امیدوارم موفق باشی. فقط نا امید نشو.
#دایگو
~~~~
بهش عادت کردم ولی واقعا امیدوارم اینجوری باشه،
به هر حال خیلی ممنونم حس خوبی بهم دست داددد🙃