https://eitaa.com/ScarletScarab/3209
خودتو دست کم نگیر، خیلی هم نویسنده خوبی هستی پ، از اونا که از ته قلبشون مینویسن، انعکاس روحشون توی نوشتههاشون، به نظرم این نویسنده ها از همه نویسنده ترن🥺
https://eitaa.com/ScarletScarab/3211
کسی چیزی نگفته به خاطر عشق و مریضی و اینا میگم،
خیلی ممنونم😭
هدایت شده از My library 📚 | 🌕 کافه کتاب
شونه آبی یه شونه نیست. چیزیه که من چند ماه دیگه میفهمم باید دربارش چی بنویسم.
(هنوز جلد اولم)
شماره "۱"
شونه آبی یه شونه نیست. چیزیه که من چند ماه دیگه میفهمم باید دربارش چی بنویسم. (هنوز جلد اولم)
🤣😂
بازم مرسی که شرکت کردی😁
به شهر خرس خوش اومدید، شهری خلق شده توسط فردریک بکمن، درون جنگل های سرد سوئد که رنگ سبز مثل جنگل و خرسها نمادشونه.
شهری که هاکی براشون همه چیزه،
مردمان سختکوش، شجاع و مغرور.
روبه روی اینجا در آن سوی جنگل شهری به نام هِد وجود داره، رنگ قرمز و گاومیش نماد اونها، این دو شهر بر سر تمام مسائل که اصلی ترینشان هاکی است با هم جنگ دارند.
پکها، یا دار و دسته و یا هوچیها.
مردان خشن به قولی ارازل اوباش، همگی سیاه میپوشند، عاشق شهرشون و هاکیشون، در حد تعصب کورکورانه.
پاتوقشون یا همون خونشون توی پوست خرسه و همگی از رامونا حرف شنوی دارند.
وقتایی که سیاست کاری نمیکنه خودشون عدالت رو بر قرار میکنن، هوای آلیشا کوچولو رو داشتن، هوای لئو، آنا، مایا، آمات، بنی و خیلی های دیگه.
هر جا یه سیاهپوش دیدی، اگه از هد هستی بدو فرار کن و اگه از بیورن استادی، خیالت تخت باشه چون جات امنه.
تث یه دختر نوجوانه که تو خانوادهای بزرگ شده که همه قهرمانن، اون همیشه بهترین بوده، بهترین نمره ها بهترین خواهر بزرگ برای سه برادرش و بهترین دختر برای والدینش، پدر آتش نشان و مادر قابله.
شخصیت بزرگ تث توی داستان، پشیمونی اون از اینه که توقعات رو از خودش بالا برده و همیشه بهتر از از همسناش بوده، چون وقتی عاشق شد و کاری رو کرد که همه ی نوجوانها میکنن، پدر و مادرش جوری برخورد کردند انگار چه کار اشتباهی کرده بود.
تث یه دختر خجالتی، باهوش و مهربونه، اون عاشق وکیل شدنه و اهل شهر هد هست.
برای رز آبیِ in out if the blue