خب از اونجا که بیشتر و بیشتر به فصل های سرد نزدیک میشیم و کمکم وقت خداحافظی با پروانه های زیبا رسیده_(😭🥺🫂)
واژهٔ یونانی ψυχή — Psychē هم به معنی «روح/جان» بود و هم برای پروانه به کار میرفت. پژوهشهای کلاسیک نشان میدهند که ارتباط پروانه با روح در جهان یونانی-رومی بهطور جدی از حدود سدهٔ چهارم پیش از میلاد دیده میشود.
یعنی برای یک یونانی باستان، این دو مفهوم از نظر زبانی آنقدر به هم نزدیک بودند که انگار:
پروانه = روحِ آزادشده
«پسیخه» یک زن بود که بالهای پروانه داشت
در اسطورهٔ Psyche، پسیخه زنی فانی است که پس از گذراندن آزمونهای دشوار، در نهایت جاودانگی پیدا میکند.
در هنر یونان و روم، پسیخه با بالهای پروانه تصویر میشد؛ بنابراین اسطورهٔ او عملاً با مفهوم «روح» و «پروانه» در هم تنیده شده بود.
حالا از قضا فرزند آفرودیت که میشه کوپیدو یعنی همون خدای عشق بسیار عاشق پسیخه میشه و در نهایت باهاش ازدواج میکنه.
پسیخه رو میبره به یه جایی که توش همه چیز براش فراهم بوده همهههه چیززززز بجز یه چیز:پسیخه حق دیدن چهره همسرشون نداشته🌚
<پسیخه هرگز نباید چهرهٔ همسرش را میدید.
اروس(همون کوپیدو) فقط شبها نزد او میآمد، در تاریکی.
پسیخه نمیدانست شوهرش دقیقاً کیست.
خواهرانش هم شروع کردند به ترساندنش:
«اگر نمیگذارد چهرهاش را ببینی، حتماً یک هیولاست.»
پسیخه بالاخره وسوسه شد.
شب، چراغی روشن کرد و برای اولین بار اروس را دید.
و فهمید هیولا نیست؛ خود خدای عشق است...>
'نیلوفر آبی'
حالا از قضا فرزند آفرودیت که میشه کوپیدو یعنی همون خدای عشق بسیار عاشق پسیخه میشه و در نهایت باهاش ا
بعدش یه قطره از روغنی چیزی افتاده رو اروس و مردک پاشده رفته چون 'پسیخه قولشو شکسته'