eitaa logo
'نیلوفر آبی'
47 دنبال‌کننده
134 عکس
24 ویدیو
0 فایل
یه دیلیِ عادی. (تقریبا عادی!) میشنوم:https://abzarek.ir/service-p/msg/4976694
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
خب از اونجا که بیشتر و بیشتر به فصل های سرد نزدیک میشیم و کم‌کم وقت خداحافظی با پروانه های زیبا رسیده_(😭🥺🫂)
میخوام چند تا افسانه راجبشون بگم
واژهٔ یونانی ψυχή — Psychē هم به معنی «روح/جان» بود و هم برای پروانه به کار می‌رفت. پژوهش‌های کلاسیک نشان می‌دهند که ارتباط پروانه با روح در جهان یونانی-رومی به‌طور جدی از حدود سدهٔ چهارم پیش از میلاد دیده می‌شود. یعنی برای یک یونانی باستان، این دو مفهوم از نظر زبانی آن‌قدر به هم نزدیک بودند که انگار: پروانه = روحِ آزادشده «پسیخه» یک زن بود که بال‌های پروانه داشت در اسطورهٔ Psyche، پسیخه زنی فانی است که پس از گذراندن آزمون‌های دشوار، در نهایت جاودانگی پیدا می‌کند. در هنر یونان و روم، پسیخه با بال‌های پروانه تصویر می‌شد؛ بنابراین اسطورهٔ او عملاً با مفهوم «روح» و «پروانه» در هم تنیده شده بود.
سیسیمون پسیخه خیلی خوشگل بود در حدی که حتی آفرودیت هم بهش حسادت می‌کرد!
حالا از قضا فرزند آفرودیت که میشه کوپیدو یعنی همون خدای عشق بسیار عاشق پسیخه میشه و در نهایت باهاش ازدواج میکنه. پسیخه رو میبره به یه جایی که توش همه چیز براش فراهم بوده همهههه چیززززز بجز یه چیز:پسیخه حق دیدن چهره همسرشون نداشته🌚 <پسیخه هرگز نباید چهرهٔ همسرش را می‌دید. اروس(همون کوپیدو) فقط شب‌ها نزد او می‌آمد، در تاریکی. پسیخه نمی‌دانست شوهرش دقیقاً کیست. خواهرانش هم شروع کردند به ترساندنش: «اگر نمی‌گذارد چهره‌اش را ببینی، حتماً یک هیولاست.» پسیخه بالاخره وسوسه شد. شب، چراغی روشن کرد و برای اولین بار اروس را دید. و فهمید هیولا نیست؛ خود خدای عشق است...>
'نیلوفر آبی'
حالا از قضا فرزند آفرودیت که میشه کوپیدو یعنی همون خدای عشق بسیار عاشق پسیخه میشه و در نهایت باهاش ا
بعدش یه قطره از روغنی چیزی افتاده رو اروس و مردک پاشده رفته چون 'پسیخه قولشو شکسته'
خلاصه افرودیت برای پیدا کردن اروس یسری آزمون ها برای پسیخه معین کرد مثلا کلی دونه رو باهم قاطی کرد و ازش خواست همشونو از هم جدا کنه ازش خواست بره پشم قوچ های طلایی که خیلیم خطرناک بودنو جمع کنه بره از رودخانه استیکس آب بیاره و بره به جهان زیرین! توی این مرحله آفرودیت از پسیخه خواست بره به جهان زیرین و براش مقداری از زیبایی بانو 'پرسفون' رو بیاره(اگر راجب آرکتایپ های زنانه بدونید پرسفون یکی از معروف ترین هاست فکر کنم آرکتایپ دختر بچه هم بهش میگن) پرسفون بهش یه جعبه داد و بهش گفت بازش نکنه اما پسیخه باز کنجکاویش گل کرد و در جعبه رو باز کرد و به جای زیبایی یه چیزی شبیه خواب مرگ بهش غلبه کرد(یاد زیبای خفته افتادم🌚🤌) اون مرتیکه هم بلاخره پیدا شد رفت پیش زئوس و ازش خواست پسیخه رو جاودانه کنه بعد از جاودانه شدن پسیخه باهم ازدواج کردند و فرزندی به دنیا آوردن به اسم هِدونه(🍉❌) که معنیش میشه شهوت!
یونیا و رومیا داستان های دارک زیاد دارن این یکی به نظرم دیزنی گونه اومد یکم