توی اولین دیدارمون، چون حریمامنت پُر از زوار بود ما رو توی بخش گمشدگان پناه دادی. به حکم یه نمازمغربوعشاء و شنیدنِ اذان طاقتفرسای موذنهای داغدار حرم :)
. اوهام .
توی اولین دیدارمون، چون حریمامنت پُر از زوار بود ما رو توی بخش گمشدگان پناه دادی. به حکم یه نمازمغر
دمدر هم بگی دمدر نشینت میشیم،
گوشه نشینت میشیم،
کنج نشینت میشیم،
فقط بگو!
تو زودتر از همه فهمیدی من کیم و چجوری آدمیم، چی نیاز دارم و ضعفم چیه. موضوع حرفم چیه. چمه. چی میخوام. ممنون که فهمیدی!
من ازت متنفرما، ولی نهتنها فحشت نمیدم بلکه ویژگیهای خوب و بدت رو میکس میکنم و با حالت حرصی بیان میکنم . مثلا ؟
اون قد رشید رو مخت جلوی دیدمو گرفته زن برو اونور .
. اوهام .
مشکل ما اینه که فکرکردیم اول یه آدمیم، نه یه مسلمون.
اشتباه کن اشتباه کن اشتباه کن
عیبی نداره توجیهش اینه که تو یه آدمی.
حق داری، میتونی، مثل بقیه،
هی گایز! پلیز استاپ. وات آریو دویینگ ؟
ترمزدستی رو بکشید. زندگیتون باید به نفع دینتون کنار بره نه برعکس!
الان توی حالتیم که حتی مداحیامم با هنذفری جلوی کسی گوش نمیدم که اگر اشتباهی ازم سرزد بهم بگه فقط ادعات میشه امامحسین و دوست داری.