اینروزا یه اتفاقاتی افتاده که، باید یکی دعوتم کنه برم پیشش همینطور سرد سرد وقتی کتم رو از تنم بیرون میارم و دستام با تموم یخزدگی و سرخی نوک انگشتام روی شوفاژ میچسبونم بخندم و با صدای گرفتم بگم وای وای نمیدونی که چیشد! بیا بگم برات.
. اوهام .
اینروزا یه اتفاقاتی افتاده که، باید یکی دعوتم کنه برم پیشش همینطور سرد سرد وقتی کتم رو از تنم بیرون
انگشتام توانایی تایپ کردشون رو نداره!
. اوهام .
من ازت خاطره دارم ، خاطره چیز ِکمی نیست ((:: - #کلیپ | #امینقدیم * . ◜@The_Nabz◞ .
توبخندیکهغمینیست:))))♥️
لیگجت بهم ثابت کرد بهجز حضرتآقا کسای دیگهای هم هستن که دلشون برای ما دهههشتادیها بسوزه و بخوان کمکمون کنن و رشدمون بدن✨
حقیقت اینه که ؛
بدون من خیلی خوشحالی. اصلا نبودنم رو احساس نمیکنی. بهت خوشمیگذره.
پس خیلی نرم میپیچم توی کوچهپسکوچههای قلبت و گم و گور میشم عزیزم!
. اوهام .
تو بودی چیکار میکردی ؟
تو وقتی بودی رفتی، براش جنگیدی!
من چیکار میکنم ؟
۱٦ دی پارسال شنبه ؛
امتحان فیزیک داشتیم.
هوا سرررد بود، بارون میومد.
حالم بد بود. قم نرفته بودم ؛
داشتم درس میخوندم. فقط
کتابت رو سفارش دادم و
یه نامه نوشتم و فردا بهت دادمش.
اونروز وارد عمر جدیدت شدی.
خوشحال بودی یا نه رو باید یکی
بهجز من ازت بپرسه!
ولی الان که داره نزدیک یهسال میشه
وقتی هرروز اون کتاب رو روی میزت،
کنار کتابت، زنگتفریحا، میبینم
خوشحال میشم. ذوقزده! نه که فکرکنی چون بروز نمیدم مهم نیست.
خیلی قشنگ کتابت رو میخوندی✨'