خیلی بدم میاد از اینکه سعی کنم همهجا فعال باشم. همهجا حرف بزنم. همهجا حضور داشته باشم. یه اکانت، یه کانال، یهجا. کافیه!
بهتر که هیچکس دوسم نداره.
فقط تو بگو، بگو دوستم نداری
تا مرگ رو بپذیرم هرچند با تنفس!
تنها که میشم بهتر میشم ؛
شبیه تو میشم، تنها شده.
شاید تنها راه اینکه منِ
لااُبالی هرازچندگاهی بین
اینهمه شلوغی، شبیهت شم
همین باشه.
هی پسر، چی میگی ؟ فنجون قهوه رو نزدیک لبام میبرم اما چشمام تماما خیره به توعه، اون تلخه ولی چشمای تو شیرینه. شیرینی قهوهی تلخِ منی!
میشه یکی دستمو بگیره بدزدتم ببرتم کتابخونه بگه حالا بدون حاشیه و استرس درس بخون تا خود شب/صب ؟