آهای کسایی که اینجا نیستین، برای رفیقم که تو حرمامامرضا رفاقتمون گره خورد دعا کنید. خودش و خانوادش.
. اوهام .
من که دیدمت، حالا مونده تو منو ببینی :)
من که رفتنت رو دیدم، حالا مونده تو رفتنمو ببینی :)
میگن جنگ محبتا رو بیشتر میکنه ؛
ولی این برای ما صدق نمیکنه.
هرچی بیشتر میگذره
انزجار و تنفره که
بیشتر میشه.
کاش بیای دنبالم ببریم واقعا. دستات رو حصار کنی و همینطور که سر همه داد میزنی جلو نیاید، برمیگردی سمتم و میگی آروم باش هیچی نیست.
من خیلی احساس و یادداشت و حرف درمورد
" جنگ " دارم. خیلی. و میدونم اولویت الان فقط " وطن " هست. اما باور کنید که ضعف جنگ درونم قوت بیشتری داره و من فعلا مغلوبم. مغلوب به تمام معنا. فیتیلهپیچ شدم و روی تشک دارم عمیق عمق نفس میکشم و قطرات عرق سرد روی صورتم با هر نفسم پرتاب میشن توی فضای آزاد رو به روم.
هیچ چیز توجیه نمیکنه این مسئله رو، لکن من ضعیفتر از اونیم که بتونم غالب جنگ درونم بشم.