چگونه میپرسی چگونهام ؟ یعنی باید باور کنم تو نمیدانی که چه بر سرم آمده ؟ یعنی میگویی قبول کنم که از چهره و چشمان و انقباضاتصورتم و نفسهای عمیقی که هرچندثانیه میکشم، مشخص نیست چگونهام ؟
نمیدانم، شاید هم سو از چشمانت رفته که غم شکرک زده انتهای مردمکهایم را نمیبینی.