از اون دسته کتابایی بود که رندوم و بدون اینکه از قبل درموردشون تحقیق کنم از نمایشگاه خریدم :)
. اوهام .
از اون دسته کتابایی بود که رندوم و بدون اینکه از قبل درموردشون تحقیق کنم از نمایشگاه خریدم :)
فکرمیکنم اینطوری بیشتر جوابه :)
هدایت شده از یک حبّه نور
زهیر، با تردید آمد.
حر، با پشیمانی.
جون، با اشک.
و هیچکدام بینقص نبودند..
. اوهام .
زهیر، با تردید آمد. حر، با پشیمانی. جون، با اشک. و هیچکدام بینقص نبودند..
خدایا داری چی به سرم میاری ؟ همهی امروزم از وویسای خادمی هیئت، تا کتاب احتناک، تا نوشتن اولین متن رزق فرهنگی پر شده از جون!
کاش غارتزده نشیم.. تو خاطره خوبی از غارت نداری.. نزار محبتم بهت، ایمانم بهت، به تاراج بره.