. اوهام .
برایامشب..
یکی بود میگفت وقتی گناه کردین نگین جوونی کردم. آخه علیاکبرم جوون بود:)
ولی کاش اشکم دم مشک تو بود، کنار اون مشک قشنگت تو صحن و سرات، دستامو کاسه میکردم مثل اولین دیدارمون، مثل هربار قنوت، و اشکمو دم مشکت میریختم.