. اوهام .
برایامشب..
یکی بود میگفت وقتی گناه کردین نگین جوونی کردم. آخه علیاکبرم جوون بود:)
ولی کاش اشکم دم مشک تو بود، کنار اون مشک قشنگت تو صحن و سرات، دستامو کاسه میکردم مثل اولین دیدارمون، مثل هربار قنوت، و اشکمو دم مشکت میریختم.
. اوهام .
اتفاقات سادهای که درسای بزرگی دارن.
| دَر هَم |
خواب میبینم رفتم مشهد.
امروز فلانی فلش گوشیشو میزنه توی چشمم.
پرتاب میشم به اون وقتی که خواب دیدم یا میرم مشهد یا به اون خواسته سطحی سخیف میرسم.
شب میام هیئت میبینم همشون اینجان.