عاشق بابابزرگمم، خیلی با دکترشریعتی حال میکرد، با اینکه یه مرد ساده و بیشیلهپیله بود
ولی سوادش من رو کشته!
کتاب فاطمهفاطمهاست دکترعلیشریعتی رو خونده بود و موقع بازی کردن با من که اولین نوش بودم دستامو میگرفت بلند بلند میگفت ؛
فاطمهفاطمهاست، فاطمهفاطمهاست :))))
بقیه بهش میگفتن حجی مگه ما میگیم فاطمه فاطمه نیست ؟ معلومه که هست :)))
باباحجی کاش دعا کنی فاطمة شم .
اساسا نجوای درونم همیشه درست میگفته ولی من معمولا سرکوبش میکردم تا واقعیت اثبات شه :)
ببخشید وسط این هیاهوی اخراج اتباع که به تعادلش کاملا کار صحیحیه [ تویشهرستانهایاستانتهرانومشهدوقمبهشدتزمامامورزندگیازدستهموطنهامونخارجشدهازشدتاشباعشهرشونتوسطاتباع ]
یادتون نرفته که ما پیوند اخوت با شهدای تیپفاطمیون و خانوادههاشون داریم که ؟
سیدالشهدای عزیزم، من خستهام و غر دارم و گلایهمندم از لحن صحبت خودم با شما. که ذرهای مودب نبوده و بسیار کوچهبازاری صحبت که چه عرض کنم، دعوا کردهام. حقیقت امر آنکه آقاجان تصدقتان ببخشید من واقعا نفهمیدم چه کردم و چه اشتباهی داشتم که با لحن آمرانه و طلبکارانه خطابتان قرار دادم. من از وقتی آن جملهی " بهامامحسینگفتندتو " را دوباره شنیدم بههم ریختم. من چقدر به شما گفته ام تو، و شما چقدر بزرگی کردی. چقدر هوایم را داشتی. چقدر به بقیه گفتی هوایم را داشته باشند. ببخشید من حواسم به چروک بین ابروهایت نبود که از غمم غمگین شدی و فقط حرف زدم و غر زدم و گلایه کردم. یکبار هم نگفتم ممنون. یکبار هم نگفتم دوستت دارم. لحن تکراری و قرض و وام گرفنه از دیگران را کورکورانه تقلید کردم آقاجان. شما ببخشید. باز هم مینویسم. باز هم باید عذرخواهی کنم.
. اوهام .
آقا یکی بزنه تو گوشم من توئیتر و تلگرام نصب کردم.
مسئول هیئتمون این کارو انجام داد مرسی از همگی. 🙏🏻