. اوهام .
نجف بودم :)💛.
زان سفری که در نجف بوسه به تاك تو زدم
هرچه مویز میخورم مزهی آب میدهد :)))
پ.ن: من دستم که انگور ضریحن رو لمس کرد هق هق گریم گرفت، یه عمر همه از حرمت تعریف میکردن، دل ما فشرده میشد، یه عمر همه میگفتن چه شکلیه، چه خصوصیاتی داره، حالا فکرکن کورمال کورمال رسیدی یه جا و میبینی نشونیهایی که دادن درسته، به مقصد رسیدی، به معنی واقعی کلمه خودم رو توی آغوشت انداختم، حتی پر خادم کنار ضریح هم نتونست اشکمو بند بیاره :)
تولد ۱۸ سالگیم یه روضست برام،
فاطمه قراره شب شهادت امیرالمومنین ۱۸ ساله بشه! یعنی من چقد حرمت این سن رو نگه میدارم ؟
هدایت شده از - بیتُالحَسـن -
کم ما رو قبول کن
کم ما رو زیاد کن
نبودم یه محرم
سینه زنت رو یاد کن . .
میدونی من از کیه کربلا نیومدم ؟
بعد انتظار داری حال و روزم خوب باشه ؟
بدم، خیلی بدم :)❤️🔥
روز قیامت که همراه مادرت میای برای شفاعت، دستات میون دستاشه، سرمو کج میکنم میگم ؛
از اونی که شنیدم، قشنگتری ابلفضل:)