تازه یادم افتاد که به همه اطرافیانم میگفتم یه روزم میاد من تو نمایشگاه کتاب غرفه انتشارات خودمو میزنم و آقا هم میاد بازدید :)))
. اوهام .
من فکرمیکنم هر چیزی یه اوجی داره. مثلا شاید سخنرانها اوج قلهای که برای خودشون میبینن همینه که یهش
من از اوج سقوط کردم بعد تو :)
کلی حرف دارم بچها . ولی میدونین چیه ؟ همه معتقدن تو فقط یه بچه ۱۸ سالهای که هیچی از اوضاع مملکت حالیت نیست، هیجانی، تند، بیپروا، سطحی نظر میدی و واکنش میدی ..
مامان بابا که اصلا فکرمیکنن من از عمیقترین نقطه نفهمیم حرف میزنم . اعتبار ؟ شوخیه .
خیلی گشتم تو بله دنبال اینکه کسایی که از تلگرام اومدن یا تو توئیتر فعالیت دارن بینشون کسی باشه که نظر ما براش مهم باشه ولی متاسفانه فقط فهمیدم با عده زیادی آدم طرفم که نقطه اشتراک آخرم باهاشون وطنه، آقاست .