eitaa logo
. اوهام .
2 دنبال‌کننده
166 عکس
41 ویدیو
5 فایل
• یانور 🌟 . • بریز قهوه تلخ جهاد در کامم که خواب را بپراند، که هشیار کند . • ساکن‌سیاره‌غم 🪐 . • قلم است و چاي .
مشاهده در ایتا
دانلود
امام‌خامنه‌ای بیا نقاب سلحشوری از چهره زخمی‌مون کنار بزنیم و با هم درمورد آقا گریه کنیم .
هزاران قطره پشت پلک‌هام قایم شده .
هزاران گریه قضا شده دارم .
از ۹۸ به اینطرف گریه دارم .
امام‌خمینی تو شاهدی این انقلابی که بنا کردی برای ما انقد عزیز بود که فقط روز اول جنگ زار زدیم برای اعلام خبر شهادت و حالا هم زار میزنیم برای اعلام خبر توافق .
آقا، دلت سوخت .. دل ما هم سوخت .
کاش اینا بخاطر سوختگی قلبت نباشه . کاش بار این بعثت رو از دوش ما برنداری ..
آدما فراموش میکنن، ولی کاش ما نه .
هدایت شده از بی‌نهایت
بغض و کینۀ انقلابی‌تان را در سینه‌ها نگه دارید؛ با‌‌ ‌‌غضب و خشم بر دشمنان‌تان بنگرید. سید رو‌ح‌الله الموسوی الخمینی پیام قطعنامه جنگ تحمیلی؛ ۲۷تیر۱۳۶۷ ♾ @binahayat_ir
رو شونه‌ها به‌جای بار گناه ، علم بردارید ..
هدایت شده از معلم روزهای آبی
سال‌هاست که شب‌های محرم را در هیئت‌هایی ساده گذرانده‌ام؛ جایی که همه‌چیزش تکراری‌ست: روضه‌ها، الفاظ، حتی سکوت‌ها. آن‌قدر تکرار که دیگر همه‌ی کلمات را از حفظ شده‌ام. در این سال‌ها، ما نه مداحی با صدای جان‌سوز خواستیم، نه دنبال صدایی رفتیم که اشک‌هایمان را به زور بیرون بکشد. به اصالتِ این سادگی دل بسته بودیم. به مداحانی که با همان لحن بی‌ادعا، سال‌ها برایمان خوانده‌اند و هرگز به ذهن‌مان نرسید که آن‌ها را به خاطر صدای تازه‌ای کنار بگذاریم. در هیئت‌های ما، صدا مهم نبود. حتی محتوای شعرها چندان اهمیتی نداشت. لحن… شاید اندکی. اما آنچه از همه مهم‌تر بود و هست، معرفت است.یک‌بار کسی به آرامی در گوشم گفت:«اگر با این روضه‌ها اشکت نمی‌آید، قبل از آمدن، لهوف را ورق بزن. بگذار وقایع عاشورا جلوی چشمت جان بگیرند. وقتی در مجلس می‌نشینی، همان تصویرها را ببین و گریه کن. دخترم، خودت برای خودت روضه بخوان. گریه‌هایت را گروگان لحن هیچ‌کس نکن. آن‌که اهل معرفت باشد، با همین نامِ تنها و خالیِ حسین، گریه می‌کند.» از همان شب، پیش از خواب کتابی از عاشورا را باز می‌کردم؛ می‌خواندم، می‌بستم، و چشم‌هایم پر می‌شد از کربلا. فردا شب، وقتی به هیئت می‌رفتم، دیگر نیازی به صدایی نبود. روضه را از روی دانسته‌ها و خیال‌های خودم می‌خواندم، در دل خودم، و گریه می‌کردم. حالا که سال‌ها گذشته، وقتی به عقب نگاه می‌کنم، می‌بینم هر چه امروز در دل و جانم دارم، مدیون همان محدودیت‌هایم هستم. مدیون همان بی‌صدایی‌ها، همان تکرارهای خسته‌کننده، همان سادگی‌ها…مدیون همان خاکی که روحم را به زانو درآورد تا بفهمم روضه فقط با گوش شنیده نمی‌شود؛ باید با جان شنید..
به محرم که میرسیم حتی هوا هم طور دیگه‌ای میشه . احساس میکنم چیز دیگری در تنفس در هوای محرم هست .