باید گفت خاکبرسر این وجود بنیبشری که با کوچکترین توهیینی تمام اعصابش زیرسوال میره .
آشنا براتون محبت خرج کنه تحقیرش میکنید و در ازاش غریبه براتون توهین خرج کنه تحقیر میشین .
وقتی اعصابم از چیزی خورده و دارم صفروصدی تمام مسائل رو با هم قاطی میکنم نباید بپرسی " حتتتتییییممممنننن؟ " بدردنخور لوس بزار غرمو بزنم .
هیچوقت نه درک کردی نه بغل کردی و نه دلت خواست دوستداشتهباشم . همیشه اضافی بودم برات . چیزی که دوست داشتی هیچوقت نمیبود .
آدمهای رندوم آرومم میکنن، ازم تعریف میکنن، مهربونن، حتی گریههامم میبینن، براشون مهمه حالم بده . درعوض تو فقط تماشا میکنی، مثل یه عروسک! ولی کاش مثل همون عروسک ساکت میموندی و انقد زجرکشم نمیکردی . ولی ترجیح میدی هربار با حرفات خنجر به قلبم بزنی، تحقیرم کنی، و مثل آشغال من رو پاس بدی تا ازت دور شم .
دیشب مثل کسی خارج از کالبد خودم، مثل آدمای اطرافم، از بیرون به احوالات خودم نگاه میکردم، و چقدر دلم برای این آدمی که میدیدم سوخت .