وقتی اعصابم از چیزی خورده و دارم صفروصدی تمام مسائل رو با هم قاطی میکنم نباید بپرسی " حتتتتییییممممنننن؟ " بدردنخور لوس بزار غرمو بزنم .
هیچوقت نه درک کردی نه بغل کردی و نه دلت خواست دوستداشتهباشم . همیشه اضافی بودم برات . چیزی که دوست داشتی هیچوقت نمیبود .
آدمهای رندوم آرومم میکنن، ازم تعریف میکنن، مهربونن، حتی گریههامم میبینن، براشون مهمه حالم بده . درعوض تو فقط تماشا میکنی، مثل یه عروسک! ولی کاش مثل همون عروسک ساکت میموندی و انقد زجرکشم نمیکردی . ولی ترجیح میدی هربار با حرفات خنجر به قلبم بزنی، تحقیرم کنی، و مثل آشغال من رو پاس بدی تا ازت دور شم .
گاهی اوقات با خودم میگم از من تنهاتر توی عالم هست ؟ انقد تنها که حتی کسی نمیخواد و نمیتونه ازم پشتیبانی کنه ؟ پس مامانبابا اینجور وقتا کجان ؟ چرا هیچوقت نیستن ؟ چرا همیشه تنهام میزارن ؟ مگه من چندبار ۱۸ سالمه ؟