الان یه چیزی یادم افتاد.
دقت کردید خدا چندین امتحان مقابل ما گذاشته که ما در قبال تکتکشون به انتظار دچار و مبتلا بودیم ؟
یادتونه چقدر ۳۰ اردیبهشت منتظر و مضطر بودیم ؟ یادتونه چقدر بعد از شهادت شهیدهنیة منتظر و مضطر نسبت به حمله جدید ایران بودیم ؟ میبینید الان چقدر منتظر و مضطریم برای احوال سید ؟ خدا داره غیرمستقیم آدابی رو بهمون یاد میده که خودمون هم ازش غافلیم! ما داریم برای انتظار آماده میشیم. ساخته میشیم.
حالا که بارون اومده ؛ تنها چیزی که میچسبه اینه که یکی دستمو بگیره ببره مراسم مناجات و استغاثه و میرزا با اون صدایِ محزون بخونه ..