احساس میکنم در این برهه حرف زدن لغو و بیهودست. فقط باید نوشت و خوند. یادگرفت. عمل کرد.
یهسریا انقد مغز تکبعدی دارن که باید روی انگشتر عقیقم برچسب بزنم :
خریده شده از مشهدالرضا فقط و فقط بهنیت تبرك!
#یاد 1 .
قراره برم روی اون سکو بایستم،
چشمم رو به صورتش بدوزم وقتی که میگه خب خانومفلانی شروع کن. و من بین خطوط خاطراتی که نوشتم غرق بشم. صدای خودم رو نشنوم. نشناسم. فقط کلمات رو سریع بخونم تا مغزم وقت فکرکردن به عمق تکتک اون کلمات رو نداشته باشه. گفتن قراره بنویسم. از تو بنویسم ؟ یا از خودم بنویسم ؟ از بیخبری سمت تو ؟ یا از خبرهای مهیب سمت خودم ؟ از سکوت سمت تو ؟ یا از هیاهویِ سمت خودم ؟ از کی و کِی و کجا بنویسم ؟ من آدمی نبودم که راهسخت انتخاب کنم. آدمی نبودم که بخوام کار سخت انجام بدم. ولی چرا حالا و الان دارم سختترین کار زندگیم رو انجام میدم ؟ چرا ؟ چرا انقدر تغییر کردم ؟
بچها ؛ ما داریم توی زمانی زندگی میکنیم که، حتی از روضهها فیلم و عکس هم موجوده! هرثانیه و هرمیلیمتر غزه مملو از روضست.❤️🔥