توی اولین دیدارمون، چون حریمامنت پُر از زوار بود ما رو توی بخش گمشدگان پناه دادی. به حکم یه نمازمغربوعشاء و شنیدنِ اذان طاقتفرسای موذنهای داغدار حرم :)
. اوهام .
توی اولین دیدارمون، چون حریمامنت پُر از زوار بود ما رو توی بخش گمشدگان پناه دادی. به حکم یه نمازمغر
دمدر هم بگی دمدر نشینت میشیم،
گوشه نشینت میشیم،
کنج نشینت میشیم،
فقط بگو!
تو زودتر از همه فهمیدی من کیم و چجوری آدمیم، چی نیاز دارم و ضعفم چیه. موضوع حرفم چیه. چمه. چی میخوام. ممنون که فهمیدی!
من ازت متنفرما، ولی نهتنها فحشت نمیدم بلکه ویژگیهای خوب و بدت رو میکس میکنم و با حالت حرصی بیان میکنم . مثلا ؟
اون قد رشید رو مخت جلوی دیدمو گرفته زن برو اونور .