اوکۍ. باشہ!
از ساعت 11 شروع کردیم تا الان با فو 5 قسمت از ونزدی رو دیدیم . دیگه چشمام باز نمیشه واسه بقیش .
اونا کین که دیشب خودشونو با ونزدی خفه کردن و امروز تو کلاس سواد رسانه و دینی گرفتن خوابیدن؟
درسته. من و هدیه☺️😂
میشه گفت از هفت روز هفته، هشت روزش (بسیار منطقی😂😔) من و هدیه خونهی همدیگهایم و این باعث خرسندیمه:}
وای دیشب خیلی جالب بود
هدیه غصه میخورد، منم برای غصهی هدیه غصه میخوردم. یهو گریه کرد، منم از گریهی اون نشستن گریه کردم. اون وسط گریه کردنش به گریهی من میخندید و منم وسط گریهم به خندهی اون میخندیدم😂😭
وضعیت خیلی زیبایی بود😂😭
هدایت شده از [ نٰاصِیَةٍاَلْقُلوبْ ]
در محضر ِ شهید گمنام ِ ۱۸ ساله به نیابت از : ممبرای اینجا و محب ؛
حامیم، خانم سکوت، حنیف، فاتح، دلداده متحول، مئاب، آمور، درون افکار من، کمددیواری، پیرمرد افلیج/مرضیه، ح کاف، به روایت میم، احقر، آماج، قطعهای از بهشت، خط قلب، کنج دل، وصیتنامه، لنا، مغلق، گمشده، گوربه، سبزیشمی، تفاح، مهنا، حنیفا، نژند، واله، دکان، نمیدانم، یاس ها سبز خواهند شد، مکتـب، تنفس،مدیا، سرگشته، جوفیل، نازبو، گشت شب، گذرموقت، نوال، منیب، مفرد، مجیب، بیت الاحزان، غرغریات، به رنگ ارغوان، ضحی، طرید، آبنبات ترش، مجروح، مفتون، همکف، ضد، میمصاد، صدای سکوت، مجهول الهویه، وصله خورده، داوش فندک داری، مهموم، التیام، بیلاش، خسته، گم، عروض شبانه، اوکی باشه، فواد، ماضی بعید، علی آقا گلدوزی، حورا، مجاهد، شائق، الفبای جنون، پارادوکس، کاژه، هپروت، دخترحاجی، نضج، حاج مشتی و ...
همه اونایی که تو کانالشون عضوم و اسمشون و فراموش کردم همه بچههای ایتا و تلگرام .