اوکۍ. باشہ!
سعی کنید به جایی برسین که برای یه J برنامه ریزی کنین🧋 پ.ن: نوشته های یک P
ممنون که منو از جهل و نادانی رها کردی 🦦✨
شیمی چگونه گذشت:
زنگ دوم که دبیر نداشتیم، با مت یواشکانه رفتیم توی یه کلاسایی که خالی بودن و نشستیم در سکوت شیمی خوندیم. روی تخته پر بود از فرمول و اینا (یکم مبالغه کردم ولی خب😔).
این "کاری از نخبگان شیمی" رو خودم نوشتم و حقیقتا خیلی خردوقم سرش چون بنظرم خیلی خوشگل شده🥹.
داداشم اومده بهم میگه آجی، تو و دوستتو دارن تلویزیون نشون میدن. رفتم سمت تلویزیون میبینم داره پَت و مَت نشون میده=))