او زخم می زد و من به همه می گفتم در چشمانش معصومیتی بی مثال وجود دارد. عشق آدم را احمق می کند، شاید هم ناباور.
رهایش کردم؛
بی آنکه برای آخرین بار
در چشماتش غرق شوم.
دیگر هیچ چیز نمیتواند مرا از پا درآورد
من تا آخرین نفس جنگیده، و باختهام.