ارغوان
شاخهٔ هم خونِ جدا ماندهٔ من
آسمان تو چه رنگ است امروز؟
آفتابیست هوا؟
یا گرفته است هنوز؟
سرزمين ما زمّرد است
ولی در بيابانهای تبعيد؛
بهارهای پياپی
جز زهر بر چهرهی ما چیزی نمیپاشد؛
با عشق خود چه كنيم
در حالی كه چشمها و دهانمان پر از خاک و شبنم يخ زده است؟