گفتم برایم مهم نیست ولی بعد از او
چراغی در وجودم خاموش شد که دیگر قابل روشن کردن نیست.
کاش میشد شب ها را از زندگیام حذف کنم؛
شب که میشود من غمگینتر، ناامیدتر و دلگیرتر میشوم.
برایت نمینویسم که دلتنگم
اما به ترانهای که تو را یادم میآورد
بارها تا صبح گوش میکنم؛
کسی نمیداند در این مدت
چه توانی خرج کردهام
تا مقابل افکارم بایستم
و یکباره همه چیز را تمام نکنم.