زندگی خالی نیست
مهربانی هست، سیب هست، ایمان هست.
آری
تا شقایق هست، زندگی باید کرد.
در دل من چیزی است، مثل یک بیشه ی نور، مثل خواب دم صبح
و چنان بی تابم، که دلم می خواهد
بدوم تا ته دشت، بروم تا سر کوه.
دورها آوایی است، که مرا می خواند.
«سهراب سپهری»
«مادرم صبحی می گفت:موسم دلگیری است.
من به او گفتم زندگی سیبی است،گاز باید زد با پوست؛»
« سهراب سپهری »