2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بهخاكکربلای ِتوسجدهکردهامعمری ،
کهبوی ِتربتپاكتوخیزدر ِکفن : ))💔 .
وقفاولادعلی﴿ع﴾❤️🩹
-
گاهي نبودنت را نه در خبرها ، ك در سکوت دلها ميشود فهمید . در نگاههایي ك دنبال تکیهگاه ميگردند و در کلماتي ك هنوز هم با نام تو آرام ميگیرند ؛
هدایت شده از گسترده مائو
#پارت_واقعی 👺✨
- تو... چرا هنوز بهش نگفتی؟!
با تعجب نگاهش کردم
+به کی؟!
لبخند تلخی زد و آروم گفت:
- به آوا...
قلبم فرو ریخت
+دربارهی چی حرف میزنی؟!
قبل از اینکه جواب بده، در اتاق باز شد...
آراد وارد شد و همین که چشمش به من افتاد مکث کرد
اما چیزی که توی دستش بود...
باعث شد تمام بدنم یخ کنه...😭❌
📌 ادامهی این پارت رو از دست نده...
https://eitaa.com/joinchat/3767404190C2f50fbac2e
هدایت شده از گسترده مائو
هدایت شده از گسترده مائو
بنر ساعت ۱۲ پاک بشه
زودتر پاک نشه.فعالیتم مجازه
گسترده مائو
هدایت شده از R,h
Time for tab Rihan
تاساعت۶ صبح بمونه و به هیچ عنوان پاک نشه پست هم ممنوع است🌟💆🏻♀ .
.
هدایت شده از R,h
✦تایپــم تــا ابـد ایــنجا کــه فاطمه خــانوم
بــا چــنلش میبرتت #کــربلا ❌💀
ـ . ⿻
𝐣𝐨𝐮𝐢𝐧➛ E S H G H S O Z A N
✧یه پرژن دیگــه از سـوپر انقـلابی دهــه هشتادیه ِ❤️🔥😎🤏🏼⊹
🏷⭒←قدرت ایشــون بـرا بردنــت به کربلا بیشتر از فتــاحه 🪖🌷🤙🏼 𓏲࣪
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
❌❌❌❌❌❌❌❌
پارتی از آینده
چشمام مثل روحم یخ زده بودن
هیچ حسی نداشتم!
اشک های گرمم روی صورتِ سرد و زخمیم ریخت و زخم صورتم رو باز کرد
با حسرت و غم دستی روی شک.. مم
کشیدم
موجودِ کوچولو و ضعیفی که فعلاً
می دونستم قلبش تشکیل شده!
یعنی زنده ست و مثل من وجود داره
این تقدیر رو باید می پذیرفتم
که با بچه بدون پدر زندگی بسازم
ولی چطور؟!
بوی غذا هم حالم رو بهم می زد و هم صدای معده ام رو بهم یادآوری می کرد
وارد مغازه سوخاری فروشی شدم
به دخترجوونِ خوشگل و آرایش کرده پشت پیشخون گفتم
-خانم میشه چندتا دونه بهم مرغ سوخاری بدین؟! به خدا هیچی ندارم بخورم!.
نیشخندی زد و به ته مونده غذای مشتری ها که هنوز از روی میزها جمع نشده بود اشاره کرد
-اونها هست هنوز گارسون نیومده جمع کنه، بردار بخور!.
همزمان با صدای شنیدن شکست قلبم
صدای له شدن غرورم رو هم شنیدم
با بغض به کناری رفتم
و با شنیدن خبر خشکم زد!!!!!..... ⭕️
https://eitaa.com/joinchat/1531511271Cdda2e738a7
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸