هدایت شده از 6 ساعته ِ هیژا ؛
تلفن شوهرش رو چک میکنه و میفهمه عضو گروهک داعش شده😱🔞!
اولین برنامه ای که کنجکاوی اش را قلقلک می کرد گالری فؤاد بود.
وارد می شود و آخرین فیلم ثبت شده را باز می کند.
فؤاد صحبت می کرد، او را از روی صدایش شناخت، جمعیتی از زنان و مردان که به دورشان حلقه زده بودند، پسر جوان و برومندی که لباس های نارنجی به تن داشت و مرد صورت بسته ای که بالای سرش با یک قمه ی بزرگ ایستاده بود.
حیات تمام اجزای ثبت شده در فیلم را از نظر گذراند.
حرف های فؤاد را می شنید و با سخنان سلیمه تطبیق می داد.
واقعا فؤاد چه مسیری را انتخاب کرده بود؟
چه راهی بود که برگزیده بود؟
در همین حین با فریاد فؤاد در فیلم به خودش می آید.
فؤاد اسلحه اش را بالا می برد و گلوله ای در هوا شلیک می کند.
چه اتفاقی داشت می افتاد؟
چه بلایی بر سر آن جوان داشت می آمد؟
چه ناجوان مردانه سفیدیِ گلویش مهمانِ تیزی تیغ شده بود!
با دیدن صحنه ی روبه رویش تلفن ناخوداگاه از دستش رها می شود و....
#قسمت342
از رمانای تکراری خسته شدی؟
بیا اینجا عزیزکم🥺🤌:
https://eitaa.com/joinchat/948961515C21e864fc2f
هدایت شده از 6 ساعته ِ هیژا ؛
روی حیات خیمه می زند و دستان تنومندش به دور گردن همسرش می پیچد، با بغض می گوید:
ببخش زندگی من، مجبورم!
حیات داشت زیر دستانِ همسرش جان می داد!
چهره اش رفته رفته کبود می شد، فؤاد با صدای غم زده اش می گوید:
لطفا کوتاه بیا حیات، سریع تر تموم شو! 💔
شوهرش برای اینکه رئیس گروهک داعش بشه باید از عزیزترین آدم زندگیش بگذره!
اونم تصمیم میگیره همسرش رو بکشه! #قسمت307 رو بخون😭
https://eitaa.com/joinchat/948961515C21e864fc2f
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
رم.ان تازه تاسیس شده ی ...:
𝓖𝓸𝓭 𝓸𝓯 𝓹𝓪𝓲𝓷 •|• خـבاے בرב
(بردیا)
اون مال منه....
مطلق به منه ..
همیشه مال منه و هست ...
اینقدر تصاحبش میکنم تا یه بچه ل.عنتی تو وجودش بزارم ...
توجه :❗️🔞
دارای پآرت های ص////حنه دار...♨️
حمایت؟!
https://eitaa.com/joinchat/2251359928C40d0201250
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸