eitaa logo
وقف‌اولادعلی﴿ع﴾❤️‍🩹
978 دنبال‌کننده
618 عکس
641 ویدیو
3 فایل
بسم‌رب‌علی‌و‌ اولادش:))🖤 غلامی‌ِاین‌خانواده‌دلیل ومرادخدابوده‌ازخلقت‌ما:))💚 افتخارم ؟ با غم اهل بیت گریه و باشادی ِاهل بیت شادی میکنم..🙂‍↕️🤍 کپی؟ به جز اسم و بیوی کانال حلالت؛ فقط کل کانال کپی نشه🗿 شروع نشر نوکری:¹⁴⁰⁵.⁰¹.¹⁷ پایان؟تا ابد نوکر حسینم
مشاهده در ایتا
دانلود
وقف‌اولادعلی﴿ع﴾❤️‍🩹
دوباره یا علی گفتم دلم مجنون و شیدا شد ؛ اذان گفتم به نامت تا رسیدم عشق معنا شد .. هزاران بار با نامت گره از کارِ من وا شد ؛ خوشم از اینکه عمرم وقفِ فرزندانِ زهرا شد .. :)) پروفایل‌کانال عوض شد گممون نکنید*
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
ــــــ نـ..ظرت چیه ب..غلت کنم و اونقد فشارت بدم که تموم دلـ...بریات بریزه؟ با ناز خندیدمو کتشو بالا بردم تا بپوشه ـــــــ فعلا رحم کنین به من بیچاره، دیرتون نشه اقا... جلو اومد به حدی که فاصله ای بینمون نموند و کنار گوشم پچ زد ــــــ قربونت بره این اقای فلک زده که دل براش نزاشتی دل..برم... سر کج کردم ـــــ قل.ب و دل.ت که مال منه از چی شکایت داری اقامون؟ کت رو از دستم گرفت و انداخت روی مبل ـــــ نه، امروز کار مهم تری دارم... قبل از اینکه بپرسم چی جلو اومد و 🤭🤫 https://eitaa.com/joinchat/2915566395C0beba291b3
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
با دیدن خاتونِ رنگ پریده، سمتش رفتم ــــــ چیشده خاتون؟ ــــــ چی بشه دختر؟ خان باز دیوونه شده داره دنبال تو می گرده.... با بلند شدن نعره خان که صدام میزد، ناخوداگاه سمت اتاقش رفتم.... خدمتکارا همه ترسیده نگام می کردن، خدایا باز چی شده کل وسایل اتاقو شکسته بود ــــــ خان... ــــــ بیا اینجا بشین... و به میز اشاره کرد.... ـــــ م.. من.. خب... هشدارگونه صدام زد که ناچار جلو رفتم اما هنوز به میز نرسیده بودم که خودش بلندم کرد و نشوندم روی میز... شونه کوچیکی از کنار اینه برداشت ــــــ من تا موهاتو شونه نزنم حالم خوب نمیشه.... ناباور نگاش می کردم این همه داد و هوار مال این بود؟؟ 🙊🤫 هشدار؛ این رمان دارای صـــ//.حنه های به شدت ج/ذاب میباشد 🙀💕 https://eitaa.com/joinchat/2915566395C0beba291b3 تا ساعت ۲٠ بمونه🪵🍃 تبادلات گسترده لیلیوم