-ازعالِــمبزرگـي پرسیدند:
چگونہبفهمیمدرخوابغِفلَتیمیانه؟
+گفت:اگربراے
امامزَمانتكــاري میکـنــي
وبه ظهورآنحضــرتکمكمیکنۍ؛
بدانڪہبیداری...
واِلّااگـرمجتهدهمباشــي
درخوابغفلتی ..👩🏻🦯
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
ساعت صفر رهایی⏱🔮
رمانی از یلدیز❤️🔥❤️🔥
سیصد میلیون بدهیِ قm.ار، یک امضا، و یک زندگی که دیگر مالِ خودش نیست...
نگار، دختری مغرور و تنها، برای نجات پدرش، به همسریِ آرمان درمیآید؛ مردی سرد که روزها صاحب یک باشگاه است و شبها، بدون قانون، در رینگی زیرزمینی میجنگد. بین دو غریبهای که همدیگر را انتخاب نکردهاند، فقط یک معامله هست... تا وقتی که نگاههایشان، بیاجازه، شروع به حرف زدن میکنند.
اما دشمنانی در سایه منتظرند تا این عشقِ تازهجوانه را نابود کنند؛ دروغ، خy.انت، انتقام، و رازی خونین که سالهاست زیر خاک مانده.
«ساعت صفر رهایی» داستانِ عشقی است که از دلِ اجبار سر برآورد، شکست، و دوباره ساخته شد — رمانی برای همهی کسانی که به قدرتِ عشق، حتی در تاریکترین معاملهها، ایمان دارند.
یک عشق. یک جنگ برای رهایی.
🔮❤️🔥🔮❤️🔥🔮❤️🔥🔮❤️🔥🔮❤️🔥
https://eitaa.com/joinchat/3831498340C19a9bdb284
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
تکه ای از پارت های آینده
نگار، با صدایی که بهسختی از گ.l.ویش بیرون میآمد، پرسید:
~ممکنه... ممکنه بمیرم؟
دکتر، با احتیاط، جواب داد:
~هر بیماریای احتمالات خودشو داره. ولی الان، تمرکز ما باید روی درمانه، نه بدترین سناریو.
https://eitaa.com/joinchat/3831498340C19a9bdb284
تا ساعت 24 بمونه🪵🍃 تبادلات گسترده لیلیوم🌸
وقفاولادعلی﴿ع﴾❤️🩹
امشب شاید ناشناس بذارماا🦦🎀
اگه گذاشتم کویر نکنیننن لطفا🫠💔
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
یه #رماننن هیجانی و بی نظیر🎯
#اگههنوزاینرمانونخوندیازهمهعقبی! 💸
یه لحظه فکر کردم درست نشنیدم. گفتم: «حاجرضا؟ همون که سنش به باباتون میخوره؟ حاجبابا اون که خودش زن داره!»
صداش بالا رفت: «چیکار کنم؟ بگم کدوم جوون حاضره یه دختر بیآبرو رو با بچهی ح.r.وم بگیره؟
دستشو بالا برد که بزنه، ولی . . .
𝗝𝗈𝗂𝗇𝗨𝗌 : https://eitaa.com/joinchat/3831498340C19a9bdb284
با خودم فکر میکردم چرا؟ چرا باید دوباره . . .
𝕎𝕙𝕒𝕥 𝕙𝕒𝕡𝕡𝕖𝕟𝕖𝕕 𝕥𝕠 𝕥𝕙𝕚𝕤 𝕡𝕠𝕠𝕣 𝕘𝕚𝕣𝕝?😭💔
برای خوندن ادامه رمان سریع برو توی چنل ك الان پاك میشههه>>>🫂❤️🔥
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
تکه ای از پارت های آینده
«آرمان، همچنان او را در آغوش داشت، بیحرکت، برای مدتی طولانی... او، اما، رهایش نکرد؛ فقط او را، محکمتر، در آغوش گرفت، و برای اولین بار در تمام عمرش، اجازه داد اشکهایش، بیهیچ کنترلی، بیهیچ شرمی، جاری شوند.»
https://eitaa.com/joinchat/3831498340C19a9bdb284
تا ساعت 6 الی 12 بمونه🪵🍃 تبادلات گسترده لیلیوم🌸