eitaa logo
✨🇮🇷☫امیدبه آینده
533 دنبال‌کننده
6.9هزار عکس
12.7هزار ویدیو
139 فایل
🔰یکی ازعلائم ایران‌دوستی شما این است که امیدآفرینی کنید؛ اگر یأس‌آفرینی کردید، نمیتوانید بگویدایران دوستید 🔰فعال رسانه ی ۱۵ بهمن ۱۴۰۱ایتا وشاد ✨ تازه اول کاره.... #امید_به_آینده 🇮🇷 @Omid_be_ayande110 Insta::@Jamiyat313 🆔 @rad_media110
مشاهده در ایتا
دانلود
6.16M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هشدار شهید لاجوردی درباره گروهی مشکوک که درون نظام نفوذ کرده‌اند! کسانیکه هم رجائی و باهنر را می‌کشند هم به سوگشان می‌نشینند!؟ و ..... 🚨مراقب جریان نفوذ باشید...
🌸🌸🌸 🌾بینهایت عالی حتما حتما بخوانید 🌷ماجرای دیدار «حسین» و «منیژه» پس از ۱۸ سال ۲۰ اسفندماه زادروز حسین لشگری از خلبان‌های نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران است که پس از ۱۸ سال اسارت در عراق به ایران بازگشت. او اولین ایرانی اسیرشده و آخرین اسیر آزادشده جنگ ایران و عراق است که در مجموع طولانی‌ترین مدت اسارت را در بین تمام اسیران این جنگ تحمل کرده است. لشگری با شروع جنگ ایران و عراق پس از انجام ۱۲ مأموریت، سرانجام مجبور به ترک هواپیمایش که مورد اصابت موشک قرار گرفته بود، شد و در خاک عراق به اسارت درآمد. از آغاز جنگ تا زمستان ۱۳۵۹ در سلول انفرادی بود و پس از آن در مدت ۸ سال با حدود ۶۰ نفر دیگر از همرزمان در یک سالن عمومی و دور از چشم صلیب سرخ جهانی نگهداری شد. پس از پذیرش قطعنامه، لشگری را از سایر دوستانش جدا کردند و قسمت دوم دوران اسارتش ۱۰ سال طول کشید. در طی سال‌های اسارت، همسرش منیژه لشگری به همراه تنها پسرش (علی) که در زمان رفتن پدرش چندماهه بود، چشم‌انتظار او بودند. منیژه لشگری در کتاب خاطراتش درباره آن روزهای سخت می‌نویسد: «بعد از قبول قطعنامه در سال ۱۳۶۷، زمزمه آمدن اسیران همه جا پیچید. خانواده روادگر همسایه طبقه اول ما بودند. آقای روادگر اسیر بود. او از طرف صلیب سرخ ثبت نام شده بود و به همسر و بچه‌هایش نامه می‌نوشت. تابستان سال ۱۳۶۹ تابستان گرمی بود. از نیروی هوایی آمدند و ساختمان، ورودی ها، درها و پنجره ها را رنگ زدند. در و دیوار ساختمان پر شده بود از پلاکاردهای خوش‌آمدگویی. آقای روادگر آمد اما حسین نه! رفتم منزلشان تا از او بپرسم آیا حسین را دیده است؟ اما احساس ‌کردم با من راحت نیست و موقع صحبت‌کردن سرش را پایین می‌اندازد. گفت: نه خانم لشگری! آقای لشگری جزء اسیران مخفی بود. ما از اونها جدا بودیم، ایشون رو ندیدم.» منیژه اما همچنان چشم‌ انتظار است: «خلبان‌ها آخرین گروه اسرا بودند که آزاد شدند و من همچنان منتظر. هر روز جلوی یک ساختمان گوسفند می‌کشتند و هلهله و چراغانی و یک اسیر می‌آمد، اما حسین نیامد! به نیروی هوایی رفتم. گفتند «آقای لشگری جزء اسرای خلبان مخفی است. او را به خاطر تاریخ جنگ نگه داشته‌اند. اعلام نمی‌کنند زنده است. اما اطلاع داریم حسین لشگری زنده است». نیروی هوایی صریح گفت که فعلا منتظر حسین نباشم. چندماه بعد از آزادی کامل اسرا، حدود پنجاه شصت اسیر مخفی هم آمدند اما حسین نیامد. طاقتم طاق شد. راه افتادم به منزل آزاده‌های خلبان. بیشترشان می‌گفتند وقتی قطعنامه قبول شد، حسین مدتی کنار ما بود و بعد منتقل شد. نمی‌دانیم او را کجا بردند.» منیژه اما همچنان دلش پرامید است: «پسرم از این همه رفت‌وآمدم به منزل آزاده‌ها و شنیدن جواب‌های مشابه خسته شده بود. یک روز ‌گفت «مامان، بسه دیگه! خودت می‌فهمی رفتارهات کاملاً عصبی و غیرارادی شده؟» علی راست می‌گفت؛ طوری شده بود که کاری نداشتم آیا این آزاده خلبان بوده، جزء نیروی هوایی بوده یا نه؛ حتی منزل آزاده‌هایی که جزء نیروی دریایی و زمینی ارتش هم بودند رفتم و سراغ حسین را گرفتم. می‌خواستم بدانم آخرین نفری که او را دیده کجا و کِی بوده و حسین چه شرایطی داشته؟ وقتی یک نفر یک کلمه می‌گفت که «او را دیده‌ام»، امیدوار و خوشحال می‌شدم. وقتی دیگری هیچ نشانی از حسین نداشت، ناامید مطلق می‌شدم. غذا نمی‌خوردم. شب‌ها یک ساعت هم خوابم نمی‌برد. منتظر بودم صبح بشود. همه یک جواب می دادند: حسین لشگری را به خاطر تاریخ شروع جنگ نگه داشته‌اند.» منیژه لشگری روزهایش را دراضطراب و بی‌خبری طی می‌کند تا اینکه خردادماه سال ۱۳۷۴ با او تماسی از نیروی هوایی می‌گیرند و می‌گویند که حسین لشگری اجازه‌ نامه نوشتن پیدا کرده است. اولین نامه به دست منیژه می‌رسد که در آن نوشته شده بود: «من زنده‌ام ... نمی‌دانم شما کجا هستید ... از هیچ چیز خبری ندارم ... نمی‌دانم به چه آدرسی باید نامه بنویسم؛ به خاطر همین نامه را به آدرس نیروی هوایی می‌نویسم ... منیژه جان، هر جا هستی از وضع خودت و بچه برایم بنویس ... تا امروز امکانش نبود این را به تو بگویم. الان که این امکان را دارم برایت می‌نویسم. وضع من اصلاً معلوم نیست و تو مختاری ازدواج کنی.» منیژه و حسین، سه سال برای هم فقط نامه می‌نویسند. صبح فرودین ۱۳۷۷ تلفن خانه منیژه زنگ می‌خورد: «مژده بده خانم لشگری! حسین آزاد شد.» در عرض چند ساعت، خانه منیژه پر از جمعیت اقوام، خبرنگارها و عکاس‌ها می‌شود تا آنان اولین تماس تلفنی خود را برقرار کنند. فردای آن روز همه به فرودگاه می‌روند و لحظه دیدار بالاخره می‌رسد: «حسین نزدیک شد؛ خیلی نزدیک. همه فامیل و دوست و آشنا دور او ریخته بودند و ماچش می‌کردند. یکی آویزانش می‌شد، یکی دستش را می‌گرفت، یکی به پایش افتاده بود. کاملاً احساس می‌کردم که حسین از بالای سر همه آنها دنبال کسی می‌گردد. فقط به او خیره شده بودم. ادامه دارد👇👇👇
صدایی بلند گفت: لطفاً برید کنار! اجازه بدید همسرش اون رو ببینه! دریای جمعیت کنار رفتند و برای من راه باز کردند. خبرنگارها با دوربین‌هایشان دویدند. روبه‌روی هم قرار گرفتیم. دست مرا گرفت و گفت: حالت چطوره؟ گفتم: خوبم! پیشانی‌ام را بوسید و یک‌دفعه سیل جمعیت من و حسین را از هم جدا کرد. در همین دقایق، خبرنگارها چند بار دورم جمع شدند؛ تلق تلق عکس می‌انداختند. پرسیدند: خانم لشگری، در این لحظه احساستون چیه؟ جوابی ندادم؛ فقط سکوت کردم. چقدر این سؤال برایم رنج‌آور بود. خسته شده بودم. سرگیجه و سردرد داشتم. به این نوع شلوغی‌ها عادت نداشتم. سال‌های سال زندگی ساکت و خلوتی داشتم. ما سه نفر انگار در یک تصادف شدید ضربه سختی خورده باشیم و بعد از هجده سال از کُما بیرون آمده باشیم. فقط احتیاج داشتیم ساعت‌ها بنشینیم و به یکدیگر نگاه کنیم؛ ببینیم از لحاظ ظاهری چه تغییری کرده‌ایم تا یخمان آب شود و بعد تازه بتوانیم با هم صحبت کنیم. تعجب می‌کردم در آن جماعت انبوه هیچ‌کس این را نمی‌فهمید ...» فصل جدیدی از زندگی حسین و منیژه آغاز شد؛ این بار با رنگ و بویی دیگر. اما زندگی مشترک مجدد آنها ۱۱ سال بیشتر طول نکشید. سرلشکر حسین لشگری بامداد دوشنبه ۱۹ مرداد ۱۳۸۸ در بیمارستان لاله تهران درگذشت و منیژه لشگری هم ۵ بهمن ۱۳۹۸ بر اثر سکته قلبی دار فانی را وداع گفت. به راستی که برخی ها چه رنج های جانفرسایی که برای این آب و خاک نکشیده اند!! یاد و نام همه شهدا و ایثارگران جاودان و‌ گرامی باد و راهشان پررهرو
13.72M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 رهبر انقلاب: مجلس خبرگان در انتخاب خود، هیچگاه از اصول ثابت جمهوری اسلامی غفلت نکند 💻 Farsi.Khamenei.ir
16.74M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🚨🎬پهلوی می‌خواست اعدامش کند، ولی ماند تا الگو شود! 🔹 به مناسبت سالروز شهادت فرمانده با اخلاص دفاع مقدس، محمد ابراهیم همت ♻️👇🏻
7.09M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چند دستورالعمل برای آرامش در زندگی و رفع نگرانی ۱. دائم با وضو باشید ۲. سوره ناس و فلق بخوانید ۳. صدقه روزانه فراموش نشود ۴. خواندن سوره حشر هر شب ۵. خواندن دعای حَسبُنَا الله و نِعمَ الوکیل ۶. خواندن آیه آخر سوره توبه حَسْبِيَ اللَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ ۖ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ •┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈• •┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•
8.31M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✔️خدمتی که اسرائیل به مردم غزه کرد! علی عبدی - کارشناس مسائل فلسطین: 🔸شیخ احمد یاسین و دیگرانی همچون یحیی سنوار، همگی در زندان با هم بودند، خدمتی که اسرائیل به آنها کرد، یعنی هم آنها را کنار هم گذاشت و هم موجب شد همه‌شان زبان عبری یاد بگیرند. 🔹یکی از مقامات امنیتی سابق رژیم صهیونیستی گفته بود مردم غزه را خودمان در دامن ایران انداختیم، یعنی ما تمام راه‌ها را به روی آنها بستیم و آنقدر بر آنها ظلم کردیم که چون هیچ حمایتی جز ایران ندیدند، به آغوش ایران رفتند.
16.91M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺 چرا مقاومت به ایده دو دولتی تن نمی‌دهد؟ برای پایان دادن به جنگ میان فلسطین و اسرائیل، تشکیل دو دولت، یکی فلسطینی و دیگری یهودی، همواره راه حلی بوده که بیان شده و به برخی اقدامات سیاسی شکل داده است. علی عبدی در گفتگوی اختصاصی خود با سیمافکر، شکست کاربست این ایده‌ را با شاهدآوردن از تاریخ، نشان می‌دهد و می‌گوید که خود ماهیت دولت اسرائیل، اساسا مانع تحقق چنین ایده‌ای است؛ چراکه دولتی مبتنی بر آپارتاید و تبعیض نژادی است. همچنین این ایده بیش از آنکه برای دو طرف منازعه مطرح شود، همواره، بدون توجه به ستم‌های اسرائیل، فلسطینی‌ها را مخاطب خود قرار داده است. فیلم کامل این گفتگو را می‌توانید در سایت سیمافکر ببینید: https://www.simafekr.com/post/227
16.66M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کشتار وحشیانه توسط ارتش اشغالگر در بنی سهیله در شرق خان یونس صبح امروز
13.89M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺کودک فلسطینی: 🔹همراه پدرم دستفروشی میکنم، کار که عیب نیست ولی دلم برای مدرسه تنگ شده
⚠️ کودک دست بسته‌ی فیلیپینی به همراه پدر و مادرش در باغ وحش انسانی - نیویورک ۱۹۱۴😧😢 🔹این روزها اما به باغ وحش نمی‌برند بلکه در فلسطین و یمن و افغانستان و عراق و لیبی و ... روی سرشان بمب می‌ریزند!
📩 رهبر انقلاب: تولد جمهوری اسلامی یک دوجبهه‌گی در دنیا ایجاد کرد؛ جبهه لیبرال دموکراسی و جبهه جمهوری اسلامی/ در ذات نظام لیبرال دموکراسی استکبار و تعرض وجود دارد ✏️ رهبر انقلاب صبح امروز در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری: تولد جمهوری اسلامی یک تأثیر جهانی ایجاد کرد، یک زلزله ایجاد کرد، یک حادثه‌ی جهانی بود. رهبری امام راحل رضوان‌اللّه علیه و همت و شجاعت و فداکاری ملت ایران در سراسر کشور یک حادثه‌ای را به وجود آورد که یک دوجبهه‌گی در دنیا ایجاد کرد. یک جبهه، جبهه‌ی دمکراسی‌های وابسته‌ی به مشی لیبرال دمکراسی. این یک جبهه بود. ✏️ یک جبهه هم جبهه‌ی جمهوری مرتبط با دین و با اسلام، بلکه منشأ گرفته‌ی از دین و از اسلام بود. قبل از تشکیل جمهوری اسلامی این دوجبهه‌گی وجود نداشت. ✏️ نباید هم تصوّر کرد که این ناسازگاری فقط به خاطر مسئله‌ی پایبندی به دین است. آن جناح دموکراسی رائج غربی احساس کرد که این الگوی جدیدی که مطرح شده است با منافع عمده‌ی او و شاید در نهایت با موجودیّت او معارضه دارد. ✏️ این مخالفت و معارضه‌ی جدّی بخاطر این است که در نظام لیبرال دموکراسی و حکومتها و دولتهایی که براساس آن منطق و آن ممشا به وجود آمدند، در ذات آنها استکبار وجود دارد، تعرّض و تجاوز وجود دارد. ✏️ جبهه‌ی مقابل که با تشکیل مردم‌سالاری دینی بوجود آمد مهمترین مسئله‌اش مواجهه‌ی با همین حوادث است؛ یعنی مقابله‌ی با ظلم، مقابله‌ی با استکبار، مقابله‌ی با تعدی، این است. یعنی حکومتی که بر اساس دین، بر اساس اسلام، بوجود می‌آید اساس کارش «لا تَظْلِمُونَ وَ لا تُظْلَمُون»‏ است. طبعاً این مقابله، این ستیزه‌گری دو جانبه بطور قهری بوجود آمده. ۱۴۰۲/۱۲/۱۷ 🖼 💻 Farsi.Khamenei.ir