eitaa logo
One Step Ahead
2.1هزار دنبال‌کننده
3 عکس
0 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
🙈🌿. - وای آرام چقد جذابه میخوامش.. با درد بهش نگاه کردم نمیدونست پولدارترین پسر دانشگاه شوهر منه و الان ازش حامL.م.. - دیشب تو مهمونی خانوادگی دیدمش کاش زnش بودم.. مهمونی؟ به من گفت میره جلسه! با ناباوری به اهورا نگاه کردم. که همون لحظه دلم تیری کشید و صدای نگران اهورا..😱😭❌ https://eitaa.com/joinchat/3909682755C9e583188f8
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
- بچم مرد! هقی زدم: - تو کشتیش عوضی..بچمو کشتی طـ..لاقم بده.. حرصی غرید: - طلاق؟ تا وقتی که موهات رنگ دندونات بشه زنه منی..😶‍🌫🧨🍃 https://eitaa.com/joinchat/3909682755C9e583188f8 تا ساعت 24 بمونه🪵🍃 تبادلات گسترده لیلیوم🌸
هدایت شده از گسترده شیش ساعته نیلو
_ابان رفتی به طاها گفتی برات کباب بخره. بعد به من که شوهرتم نگفتی؟ بغض کرده به اریا خیره شدم. _خب... خب ویار کرده بودم نمی خوردم همون لحظه چشمای بچون لوچ می شد. اریا کلافه دستی به ریشش کشید. _ببین ابان جان، زن خوشگلم اینبار میزارم به پای نادونیت چون هفده سالته بچه اولته ولی وای به حالت اگه اینبار چیزی خواستی به من نگی... شیرفهم؟! 🤫🤬 https://eitaa.com/joinchat/3062498573Cb968bd934d 😼🙌
هدایت شده از گسترده شیش ساعته نیلو
_داداش توروخدااا.. شمارش و بده دیگه!! گوشی و کشید و نزاشت شماره رو بخونم با اخم گفت: _چرا باید شماره رئیسم و بدم به خواهرم؟! پررو گفتم: _چون رئیست بشه شوهرخواهرت و پارتی توپ داشته باشی تو شرکت!!! یه نگاهش روی صفحه گوشی قفل شد و منم...👹🤣🙌♥️ https://eitaa.com/joinchat/3062498573Cb968bd934d دستشون خورده زنگ زدن به پسره و دارن راجعش حرف میزنن🤣☝️🏽
هدایت شده از گسترده شیش ساعته نیلو
هدایت شده از بزن روی پیوستن گوگولی🫠💗
زیر ۱۸ سال نرهههه❌❌❌❌❌ https://eitaa.com/joinchat/1554908842Cfee70f1eff
هدایت شده از گسترده 3ساعته حنـا
با فریاد مشتم رو محکم توی دیوار کوبیدم و فریاد زدم: _میکشمتون همتون رو میکشم.. بابا نزدیک اومد و دست زخمی رو توی دستش گرفت و گفت: _چیکار میکنی مهراد ؟چرا اینطور میکنی؟ از خشم قفسه سینه ام بالا پایین میشد: _مگه نشنیدی چیکار کردن؟مگه نشنیدی با سِودای من چه کاری کردن؟ مگه نشنیدی چه بلایی سر جونِ من اوردن؟ مامان با هق هق گفت: _آروم باش دردت به جونم آروم باش.. دستم رو مشت کردم و از بین دندون های کلید شده ام غریدم: _قسم میخورم بیارمش پیش خودم و داغ دیدنش رو روی دل بابای بی شرف و خانواده بی غیرتش بزارم..🔥❤️‍🔥 https://eitaa.com/joinchat/1937376858C9b7743e7f9
هدایت شده از گسترده 3ساعته حنـا
من مهرادم.... عاشق و دلباخته سودا دختر شریک بابام بودم.از عشقش به جنون رسیده بودم و وقتی میخواستم ابراز علاقه کنم متوجه شدم که شوهر داره و به تازگی با نوید ازدواج کرده. من هم بخاطر اینکه کار بدی به سرم نزنه جمع کردم و به اتریش رفتم. بعد یکسال برگشتم و متوجه شدم به سودا تهمت زدن و اون رو از خونه بیرون کردن و معلوم نیست عشق معصومم کجا شب هاش رو توی این تهران درندشت صبح میکنه.💔 قسم خوردم پیداش کنم و اجازه ندم دست خانواده اش بهش بدسه. وقتی خواستم دنبالش برم متوجه شدم خانواده اش هم متوجه تهمتی که به سودا زده شده بود، شده بودن و در به در دنبالش میگردن. ولی من کاری کردم...❤️‍🔥🔥 https://eitaa.com/joinchat/1937376858C9b7743e7f9 پارت واقعی رمان سودای‌عشق 🔥🫀
هدایت شده از بزن روی پیوستن گوگولی🫠💗
https://eitaa.com/rokhacop عضو شید ۲تا ممبر فعال بهتون بدم@Hami_re سریع سین میزنم
تست سین