هدایت شده از گسترده مائو
فَقط دخترآیی کهٔ سلامت ِپؤست و مو براشؤن تُو ٱولویته اینجـٌا جؤینن💄 .
𝗝𝗼𝗶𝗻•𝗝𝗼𝗶𝗻•𝗝𝗼𝗶𝗻•𝗝𝗼𝗶𝗻•𝗝𝗼𝗶𝗻•𝗝𝗼𝗶𝗻•𝗝𝗼𝗶𝗻
هدایت شده از گسترده 3ساعته حنـا
#پارت_واااااقعی
_با هر لگدی که پسرها به در شیشهای سلف میزدند، جیغ و سوت دخترها بلندتر میشد...
شیشه که شکست، پسرها ریختند داخل و چند قدم جلوتر، صف دخترهای چادری جلوی راهشان ایستاد.
«برید بیرون!»
همهچیز در چند دقیقه به هم ریخت؛ فحش، داد و فریاد، شیشههای شکسته...
تا اینکه چشمم به خون افتاد.
نه چاقویی دیده میشد، نه صدای گلولهای آمده بود؛ اما چند نفر غرق خون شده بودند و دیگر خبری از آن هیجان چند دقیقه قبل نبود.
از ترس چشمم سیاهی رفت و روی زمین افتادم.
چند دختر دورم جمع شدند. یکیشان خم شد بالای سرم و گفت:
«این قرص رو بهش بدید، خوب میشه! هر وقت حالش بد میشه همینو میخوره.»
به زور چشمهام رو باز نگه داشته بودم...
من که اصلاً اون دختر رو نمیشناختم؛ پس از کجا میدونست من چه قرصی میخورم؟!
https://eitaa.com/joinchat/241500163Cc71fbec5c8
هدایت شده از گسترده 3ساعته حنـا
وسط اون همه شلوغی و خون، از حال رفتم...
دختری که اصلاً نمیشناختم بالای سرم خم شد و گفت:
_این قرص رو بهش بدید، خوب میشه...
ولی من هیچ بیماری نداشتم... 😳🔥
https://eitaa.com/joinchat/241500163Cc71fbec5c8
عاشقانهای امنیتی
کانالی بیش از ۳۰ رمان چاپ شده و درحال چاپ
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
ᙎε𝗅︎𝖢օ𝗺ҽ'𝖳︎օ'𝖬ყ'𝗣𝗋𝗂𝗏︎α𝗍ε'𝖢ɦ𝗮ɳ𝗇︎ε𝗅︎ ,🪿
ھۅاڊاࢪاݩڃـݩـٰابسلطـٰاني🤍
ڃـاٻۍݐـࢪاَزچٻزهـایۍكدݩࢠالِشے!
عڪس،فٻلݦ،ݩٻۅݩـشࢪ،اَݗࢠـاࢪ،اِسٺۅࢪۍݒـښٺ و ...
خفـݩتَࢪٻݩچَنلاَزآقـا؎سُلطـانۍدَراٻٺـا .
࿔
مطمئݩمهࢪݘۍكمٻݗۅاياٻنجاسٹ،
میٹونمٺوےمـمبࢪامببـٻنمٹزیـباےخـفتہ؟☁️
࿔
" زودترجووینشوتالینکشوازدستندادی💁🏻♀🪽 "
ℓᎥռƙ;https://eitaa.com/joinchat/854721044Ce453d0b525
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
هدایت شده از گسترده 3ساعته حنـا
شش ساله که به خودش قول داده دیگه به هیچ زنی اعتماد نکنه؛ بعد از نارویی که دیده بود حتی به قیمت از دست دادن خودش هم نمیخواست دوباره عاشق بشه...
اما از وقتی منو توی کتابخونه دید، تموم اون قولها فراموش شد.
چند ماه با خودش جنگید، سعی کرد ازم متنفر بشه و حتی وقتی دانشجوی کلاسش شدم، خودش رو به ندیدن میزد...
تا روزی که پلیسها برای بازداشت من اومدن دانشگاه.
اما دیگه دیر شده بود...
_به خاطر من گیر پلیسا افتاد .
حکم اخراجش از دانشگاه رو دادن
بعد از این حرفها، فقط یک سؤال توی سرم میچرخید؛
چرا این مرد، برای من حاضر شده بود اینهمه هزینه بده؟
کسی که حتی نگاهمم نمیکرد!
https://eitaa.com/joinchat/241500163Cc71fbec5c8
هدایت شده از گسترده 3ساعته حنـا
توی این شش سال
_«هزار بار خاطرهی ناروی همسرم رو مرور کردم تا ازت متنفر بشم... ولی نشد.»
حالا باید میفهمیدم این عشق، چرا درست وسط اون همه دردسر وارد زندگی من شده...
https://eitaa.com/joinchat/241500163Cc71fbec5c8