هدایت شده از گسترده مائو
این دختر مذهبی .. با پستاش ایتا رو ترکوندههه !
به کانالش میگن اکسپلور ِمذهبی . . 🌚💕
یه سر بزنی .. میشه پین ایتـات🙂↕️💘
𝑱𝒐𝒊𝒏.. 𝑱𝒐𝒊𝒏.. 𝑱𝒐𝒊𝒏.. 𝑱𝒐𝒊𝒏.. 𝑱𝒐𝒊𝒏..🎀
𝑱𝒐𝒊𝒏.. 𝑱𝒐𝒊𝒏.. 𝑱𝒐𝒊𝒏.. 𝑱𝒐𝒊𝒏.. 𝑱𝒐𝒊𝒏..🎀
هدایت شده از گسترده 3ساعته حنـا
_ آقا کيا... آقا کيا
_ هوممم
_ آقا کيا... بيدارشين!
_ برو ميخوام بخوابم !
_ پدر بزرگتون کارتون دارن ... براتون صبحانه آوردم ... بلند شين بخورين!
مرد چشمهايش را باز کرد و با نگاهی خمار به دخترک چادر به سر نگاه کرد
_ چيه کله سحر با اين چادر سياهت مثل کلاغ سیاه غار غار میکنی ميگی صبح شده ؟ به جهنم که صبح شده ! با این سر و وضع و این چادر چاقچول، کسی رغبت میکنه نگاهت کنه تو دانشگاه ؟
اینجوری تا آخر عمر ور دل مامان جونت میمونی....دختر های سانتی مانتی موندن...وای به حال تو که تیپ و قیافه هم نداری!
_ به من تیکه میندازی؟؟
دخترک با عصبانیت لیوان شربت آب پرتقال درون سینی را روی صورتِ مرد تازه از خواب بیدار شده پاشید...
مرد با بهت به دخترک و دست و روی خیس شده اش نگاه کرد...
یک دفعه از روی تخت برخاست و دخترک با دیدنِ هیبتِ پسرِ صاحب عمارت، عقب عقب رفت و گوشه ای در خودش جمع شد...
پسرک با اخم نزدیکش شد و گفت:
_ چرا قبل از عمل کردن عواقبو نمی سنجی دختره ی چموش؟!
حالا بهت نشون میدم کیا چه کارا ازش برمیاد...
ناگهان به سوی دخترک خیز برداشت و صدای جیغ دخترک در عمارت طنین انداز شد!
https://eitaa.com/joinchat/1975583008C0c71a8fe03
هدایت شده از گسترده 3ساعته حنـا
کیا پسر خوشگذران و بیقیدی که به اصرار پدربزرگش، برای اینکه از ارث محروم نشه...
مجبور میشه با ورود باران به خونهشون کنار بیاد!
کیا پسری از جنس غرور... باران دختری مذهبی و ساده!
حالا این دو نفر با کلی لجبازی و کلکل روبه رو میشن...
اما آخر این ماجرا چی میشه؟!
اگه دوست داری داستانی پر از لجبازی، کلکل و اتفاقات غیرمنتظره بخونی، حتماً داخل این کانال عضو شو🥰👇
https://eitaa.com/joinchat/1975583008C0c71a8fe03
هدایت شده از بزن روی پیوستن بابلتی🤭 و موچی نوتلا تست کن
مــَداحـي بـراي
اَشــــك ريـخـن مـیخواي💔🎧؟!
[ 𝐌𝐚𝐝𝐚𝐡𝐢 ]
هدایت شده از 𝗚𝗼𝘀𝘁𝗮𝗿𝗱𝗲 𝗠𝗲𝗹𝗶𝗸𝗮🍷🕊
-ولی دلنوشتهها و شعرهای این دختر یه چیز دیگس>>🥲💕.
-صرفا احوالاتمون؛💘🌚.
-خدمت تو مشایع و راه اربعین با این لباس🚨🚑.
-پستاش از تشیع قائد شهید امت❤️🔥.
-یه چنل مذهبی با چاشنی ِ روزمرگی🌤.
https://eitaa.com/joinchat/2488796744Cb96bd966cc
°چنلش قدیمی، اما تازه تأسیس🦦🧃.
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
یه #رماننن هیجانی و بی نظیر🎯
#اگههنوزاینرمانونخوندیازهمهعقبی! 💸
یه لحظه فکر کردم درست نشنیدم. گفتم: «حاجرضا؟ همون که سنش به باباتون میخوره؟ حاجبابا اون که خودش زن داره!»
صداش بالا رفت: «چیکار کنم؟ بگم کدوم جوون حاضره یه دختر بیآبرو رو با بچهی ح.r.وم بگیره؟
دستشو بالا برد که بزنه، ولی . . .
𝗝𝗈𝗂𝗇𝗨𝗌 : https://eitaa.com/joinchat/3831498340C19a9bdb284
با خودم فکر میکردم چرا؟ چرا باید دوباره . . .
𝕎𝕙𝕒𝕥 𝕙𝕒𝕡𝕡𝕖𝕟𝕖𝕕 𝕥𝕠 𝕥𝕙𝕚𝕤 𝕡𝕠𝕠𝕣 𝕘𝕚𝕣𝕝?😭💔
برای خوندن ادامه رمان سریع برو توی چنل ك الان پاك میشههه>>>🫂❤️🔥
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
تکه ای از پارت های آینده
«آرمان، همچنان او را در آغوش داشت، بیحرکت، برای مدتی طولانی... او، اما، رهایش نکرد؛ فقط او را، محکمتر، در آغوش گرفت، و برای اولین بار در تمام عمرش، اجازه داد اشکهایش، بیهیچ کنترلی، بیهیچ شرمی، جاری شوند.»
https://eitaa.com/joinchat/3831498340C19a9bdb284
تا ساعت 6 الی 12 بمونه🪵🍃 تبادلات گسترده لیلیوم🌸