eitaa logo
One Step Ahead
2.1هزار دنبال‌کننده
7 عکس
0 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از بزن روی پیوستن بابلتی🤭 و موچی نوتلا تست کن
به رسم شهادت𓍯   ׅ ‌ ‌ ֹ ‌. ‌︶︶︶ 𐙚 ︶︶︶‌ ‌  ׅ ‌ ‌ ֹ ‌ ‌𝃞 اینجا.. جایی‌ست برای خلوت با شهدا و مرور حرف‌های ناتمام دل🫀 ׅ ‌ ‌ ֹ ‌. ‌︶︶︶ 𐙚 ︶︶︶‌ ‌  ׅ ‌ ‌ ֹ ‌ ‌𝃞 [ @berasmeshahadattt ] راستی پلی لیست هم داره:..🪴 @pley_list313
هدایت شده از گسترده مائو
این دختر مذهبی .. با پستاش ایتا رو ترکوندههه ! به کانالش میگن اکسپلور ِمذهبی . . 🌚💕 یه سر بزنی .. میشه پین ایتـات🙂‍↕️💘 𝑱𝒐𝒊𝒏.. 𝑱𝒐𝒊𝒏.. 𝑱𝒐𝒊𝒏.. 𝑱𝒐𝒊𝒏.. 𝑱𝒐𝒊𝒏..🎀 𝑱𝒐𝒊𝒏.. 𝑱𝒐𝒊𝒏.. 𝑱𝒐𝒊𝒏.. 𝑱𝒐𝒊𝒏.. 𝑱𝒐𝒊𝒏..🎀
هدایت شده از گسترده 3ساعته حنـا
_ آقا کيا... آقا کيا _ هوممم _ آقا کيا... بيدارشين! _ برو ميخوام بخوابم ! _ پدر بزرگتون کارتون دارن ... براتون صبحانه آوردم ... بلند شين بخورين! مرد چشمهايش را باز کرد و با نگاهی خمار به دخترک چادر به سر نگاه کرد _ چيه کله سحر با اين چادر سياهت مثل کلاغ سیاه غار غار میکنی ميگی صبح شده ؟ به جهنم که صبح شده ! با این سر و وضع و این چادر چاقچول، کسی رغبت میکنه نگاهت کنه تو دانشگاه ؟ اینجوری تا آخر عمر ور دل مامان جونت میمونی....دختر های سانتی مانتی موندن...وای به حال تو که تیپ و قیافه هم نداری! _ به من تیکه میندازی؟؟ دخترک با عصبانیت لیوان شربت آب پرتقال درون سینی را روی صورتِ مرد تازه از خواب بیدار شده پاشید... مرد با بهت به دخترک و دست و روی خیس شده اش نگاه کرد... یک دفعه از روی تخت برخاست و دخترک با دیدنِ هیبتِ پسرِ صاحب عمارت، عقب عقب رفت و گوشه ای در خودش جمع شد... پسرک با اخم نزدیکش شد و گفت: _ چرا قبل از عمل کردن عواقبو نمی سنجی دختره ی چموش؟! حالا بهت نشون میدم کیا چه کارا ازش برمیاد... ناگهان به سوی دخترک خیز برداشت و صدای جیغ دخترک در عمارت طنین انداز شد! https://eitaa.com/joinchat/1975583008C0c71a8fe03
هدایت شده از گسترده 3ساعته حنـا
کیا پسر خوشگذران و بی‌قیدی که به اصرار پدربزرگش، برای اینکه از ارث محروم نشه... مجبور میشه با ورود باران به خونه‌شون کنار بیاد! کیا پسری از جنس غرور... باران دختری مذهبی و ساده! حالا این دو نفر با کلی لجبازی و کل‌کل روبه رو میشن... اما آخر این ماجرا چی میشه؟! اگه دوست داری داستانی پر از لجبازی، کل‌کل و اتفاقات غیرمنتظره بخونی، حتماً داخل این کانال عضو شو🥰👇 https://eitaa.com/joinchat/1975583008C0c71a8fe03
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
ساعت صفر رهایی⏱🔮 رمانی از یلدیز❤️‍🔥❤️‍🔥 سیصد میلیون بدهیِ قm.ار، یک امضا، و یک زندگی که دیگر مالِ خودش نیست... نگار، دختری مغرور و تنها، برای نجات پدرش، به همسریِ آرمان درمی‌آید؛ مردی سرد که روزها صاحب یک باشگاه است و شب‌ها، بدون قانون، در رینگی زیرزمینی می‌جنگد. بین دو غریبه‌ای که همدیگر را انتخاب نکرده‌اند، فقط یک معامله هست... تا وقتی که نگاه‌هایشان، بی‌اجازه، شروع به حرف زدن می‌کنند. اما دشمنانی در سایه منتظرند تا این عشقِ تازه‌جوانه را نابود کنند؛ دروغ، خy.انت، انتقام، و رازی خونین که سال‌هاست زیر خاک مانده. «ساعت صفر رهایی» داستانِ عشقی است که از دلِ اجبار سر برآورد، شکست، و دوباره ساخته شد — رمانی برای همه‌ی کسانی که به قدرتِ عشق، حتی در تاریک‌ترین معامله‌ها، ایمان دارند. یک عشق. یک جنگ برای رهایی. 🔮❤️‍🔥🔮❤️‍🔥🔮❤️‍🔥🔮❤️‍🔥🔮❤️‍🔥 https://eitaa.com/joinchat/3831498340C19a9bdb284
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
تکه ای از پارت های آینده نگار، با صدایی که به‌سختی از گ.l.ویش بیرون می‌آمد، پرسید: ~ممکنه... ممکنه بمیرم؟ دکتر، با احتیاط، جواب داد: ~هر بیماری‌ای احتمالات خودشو داره. ولی الان، تمرکز ما باید روی درمانه، نه بدترین سناریو. https://eitaa.com/joinchat/3831498340C19a9bdb284 تا ساعت 24 بمونه🪵🍃 تبادلات گسترده لیلیوم🌸
هدایت شده از بزن روی پیوستن بابلتی🤭 و موچی نوتلا تست کن
مــَداحـ‌ي بـراي اَشــــك ريـخـن مـ‌ی‌خواي💔🎧؟! [ 𝐌𝐚𝐝𝐚𝐡𝐢 ]