eitaa logo
بآغِ پُࢪتِقآل🍊
303 دنبال‌کننده
874 عکس
45 ویدیو
2 فایل
🍊یکی بود یکی نبود، یه کدویی بود که یه باغ پرتقال داشت:)🤍✨️ اینجا دقیق کتاب می‌خونیم و عمیق نقد می‌کنیم🌳
مشاهده در ایتا
دانلود
☁️ آیدین گفت: شما طوفانید‌... سورمه گفت: اول خودم‌ را نابود می‌کنم... آیدین گفت: نه، چرا که هیچ طوفانی نابود نمی شود... - سمفونی مردگان 🌳
☁️ آیدین گفت: واقعیت من همش تلخی‌ ست... سورمه گفت: زندگی همه اش تلخی و تلخ کامی ست... - سمفونی مردگان 🌳
☁️ - خانم سورملینا اجازه می دهید شما را دوست داشته باشم؟ سورمه زبانی به لب بالایش کشید و گفت: اختیار دارید... و بعد آیدین او را بوسید، با تمام محبت... - سمفونی مردگان 🌳
☁️ آیدا... آزاد شد؟ نه شاید خاکسترش با نخل در شط جاری شود، شاید باد آیدا را به هرکجا ببرد... شاید خاکستر آیدا اقلا از او آزادتر باشد... 🌳
☁️ پدر گفت: خدا میان گندم خط گذاشته حق هرکس جدا ولی چسبیده به هم... - سمفونی مردگان 🌳
☁️ وقتی آدم تنهاست تمام غم دنیا در قلبش جمع می‌شود احساس می‌کند آنقدر از دیگران دور شده که دیگر نمی‌تواند به آن‌ها نزدیک شود‌.. 🌳
☁️ می‌خواستم شادی ام را با او نصف کنم، مثل یک سیب نصف کنم تا هر کدام را دلش خواست بردارد🍏 - سمفونی مردگان 🌳
☁️ آدم وقتی کسی را دوست دارد، بیش از قبل تنهاست چون فقط به او می‌تواند بگوید چه احساسی دارد... - سمفونی مردگان 🌳
☁️ - تا کی با این چوب‌ها می‌خوای وربری؟ + تا تهشو دربیارم... - سمفونی مردگان 🌳
☁️ اورهان: آدم ها فقط نیمی از عمرشان را زندگی می کنند... - سمفونی مردگان 🌳