☁️
دیالوگ جالبی بین ندیمه و سفیر صورت میگیره وقتی ندیمه میگه ما رو با چی معامله کردی؟ یه مشت شکلات؟
سفیر میگه: یک ساله یک نوزاد تو کشورم به دنیا نیومده، کشور من داره میمیره‼️
و ندیمه میگه: کشور من، خیلی وقته مرده😏
🌳 #دیالوگ #سریال #سرگذشت_ندیمه
☁️
یه اتمام حجتی با سوگیری اثر سرگذشت ندیمه داشته باشم:
⛔️ سرگذشت ندیمه یک اثر برای کوبیدن مذهبی بودنه، حتی علی رغم اینکه در وصایا گفته گیلیاد فضایی کاملا ضدمسیحی داشته و همهچی رو به مسیحیت نسبت داده...
⛔️ بازهم، بازهم، بازهم ضد مذهبه
چون در ناخودآگاه و شاید خودآگاه شما هیچ شخصیت مثبت مذهبیای وجود نداره...
❌️ نویسنده هم به خودش زحمت نداد چیزی بگه در این باره...
💡 فقط برای رسوندن عقاید ضدمذهبش به همه ی ناخودآگاهها در دنیا (چه مذهبی و چه غیرمذهبی) کتاب وصایا رو نوشت و تو سریالش حتی به اسلامم اشاره داشت اونطوری که گفته شد...
والسلام...
🌳 #سریال #سرگذشت_ندیمه #نقد #کتاب
☁️
در ستایش تاریکی سیاه 🌑🖤
🌳 #رنگ
☁️
کلید انداخت و در را باز کرد، یاد گرفته بود نباید آیفون را بزند، ماشین را داخل پارک کرد و بنابر عادت دیرینه دروازه را بست و برگشت که برود خانه، ناخودآگاه دستش را روی دستگیره ی در گذاشت، باز نشد اصلا کسی آن را باز نکرده بود.
رفت و روی مبل دو نفره ی جلوی تلویزیون نشست، جورابهایش را درآورد و جایی انداخت، کسی غر نزد...
ناگهان یادش آمد این آخر هفته ختم کسی است، باید زمانشان را خالی کنند، حتی در مورد قبض برق هم چیزی نگفته بود، بی مروت ها خیلی گران حساب کرده بودند؛ پرتقالهای روی درختها هم رسیده بود هنوز تصمیم نگرفته بودند به هرکس چند کیلو هدیه بدهند. از همه مهم تر چند نفری که خیلی وقت بود با آنها رفت و آمد نداشتند هم چند باری آمدند و رفتند اما در مورد هیچ کدام باهم حرف نزدند.
خانه اصولا ساکت بود، فرزندی نداشتند که سروصدایی بکند، صدای اخبار را زیاد کرد، خیلی زیاد میخواست صدایش را بشنود که چیزی میگوید ولی نگفت...
خانه اینطور خیلی ساکت بود، هرصدایی که بود انعکاسی از اعمال خودش بود، سکوت خانه مثل آدم خواری صبور دنبالش میکرد...
همسرش رفته بود دنبال بچهها، بچههایی که هیچ وقت به دنیا نیامدند، آنقدر نیامدند که مادر خود به دنیای آنها رفت...
مادر است دیگر، میخواهد همیشه با فرزندانش باشد...
اما این مرد، این روزها تنهاست، خیلی تنها... و آخر هفته ختم زنیست که هیچ وقت مادر نشد... .
🌳 #دلی_نوشت ...
بآغِ پُࢪتِقآل🍊
☁️ کلید انداخت و در را باز کرد، یاد گرفته بود نباید آیفون را بزند، ماشین را داخل پارک کرد و بنابر ع
☁️
برای خانم همسایه مون نوشتم که فوت کرد... که من خیلی دوستش داشتم هم خودش و هم شوهرش رو... خیلی مهربونن... 💔
هدایت شده از 🇮🇷 ایران بیدار
3.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♨️اعترافات تلخ دختر قمه به دست که شهر شوشتر را به هم ریخت!
🔹جوان ۱۷ ساله را برهنه کردند و در آتش انداختند!
┄┅═✧☫ایرانِبیدار☫✧═┅┄
「➜• @irane_bidar」
بآغِ پُࢪتِقآل🍊
♨️اعترافات تلخ دختر قمه به دست که شهر شوشتر را به هم ریخت! 🔹جوان ۱۷ ساله را برهنه کردند و در آتش ا
☁️
همیشه با اجباری بودن چادر در زندان مخالف بودم...
چادر برای من ارثیه ی حضرت زهراست، تا وقتی سرمه خودم رو از خیلی کارها دور میکنم که احترام داشته باشه...
من نمیگم این خانوم خیلی بد و پایینه و... ولی هیچ دلیلی برای پوشیدن چادر اجباری به کسی که همین دیروز هر مذهبیای میدیده، بدون فکر با قمه میزده، برام درست نیست:)
چادر حرمت داره، جاش رو سر هر آدمی نیست...
☁️
بزرگمهر: خط کالبد معنی ست و هرگاه در آن اشتباهی افتاد، ادراک معنا ممکن نگردد...
✈️ جناب برزگمهر میفرمایند که برای فهم کتاب باید اول بتونی خوب بخونیش و چه قشنگ هم نوشتن منظور رو...
- کلیله و دمنه، قسمت سوم، ابتدای کلیله و دمنه، و هو من کلام بزرجمهر بختگان
🌳 #تیکه_کتاب #کتاب #کلیله_و_دمنه
☁️
اول شرطی طالب این کتاب را حسن قراءت است که اگر در خواندن فروماند بتفهیم معنی کی تواند رسید؟ زیرا که خط کالبد معنی است، و هرگاه دران اشتباهی افتاد ادراک معنای ممکن نگردد، و چون برخواندن قادر بود باید که دران تامل واجب داند و همت دران نبندد که: زودتر بآخر رسد، بل که فواید آن را بآهستگی در طبع جای میدهد، که اگر بر این جمله نرود همچنان بود که: مردی در بیابان گنجی یافت، با خود گفت اگر نقل آن بذات خویش تکفل کنم عمری دران شود و اندک چیزی تحویل افتد، بصواب آن نزدیک تر که مزدوری چند حاضر آرم و ستور بسیار کرا گیرم و جمله بخانه برم. هم بر این سیاقت برفت وبارها پیش از خویشتن گسیل کرد. مکاریان را سوی خانه خویش بردن بمصحلت نزدیک تر نمود، چون آن خردمند دوراندیشه بخانه رسید در دست خویش از آن گنج جز حسرت و ندامت ندید.
- کلیله و دمنه، ابتدای کلیله و دمنه، و هو من کلام بزرجمهر البختکان، بخش ۲ - خواننده باید اصل و غرض تألیف کتاب را بشناسد
🌳 #تیکه_کتاب #کتاب #کلیله_و_دمنه